به بزرگترین آرشیو موزیک خوش آمدید
به بزرگترین آرشیو موزیک خوش آمدید

♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫ .:: به بزرگترین آرشیو موزیک خوش آمدید ::. مرکز دانلود جدیدترین آهنگهای ایرانی‌، خارجی‌،رپ،عربی‌،ترکی


You are not connected. Please login or register

بیوگرافی خوانندگان

Go to page : 1, 2  Next

View previous topic View next topic Go down  Message [Page 1 of 2]

1 بیوگرافی خوانندگان on Tue Jun 08, 2010 7:04 am

Admin


Admin
Admin
بیوگرافی خوانندگان

حمیرا



نام اصلی ایشان پروانه امیرافشاری می‌‌باشد. ایشان متولد اسفند ماه سال ۱۳۲۸ در شهر تهران می‌‌باشند. وی از خانواده بانفوذ و سرشناس امیرافشاری که اصالتی آذری دارند می‌باشد. پدر ایشان صاحب ۱۵۰ شهر و روستا در منطقه شرق ایران و توابع طالقان بودند. از همان کودکی حمیرا خانه آنها به افتخار افراد بانفوذ حکومتی شاهد مراسم بزرگ با حضور هنرمندان نامی آن زمان مثل قمرالملوک وزیری، روح انگیز، بنان، ملوک ضرابی و ... بود که همین انگیزه اولیه دختر خانواده برای رو آوری به آواز شد. حمیرا به دور از چشم پدر و با تشویق همسر روشن فکر و تازه از آلمان بازگشته خود با نام نویسی در تست صدا در شورای رادیو آن زمان حیرت و تحسین اعضا شورا را سبب شد و پس از آن تحت تعلیم استاد علی تجویدی و بانو ملوک ضرابی قرار گرفت. وی دو سال بعد در سن ۱۸ سالگی به یک خواننده تمام عیار تبدیل شد.

در همان سن آوازی را در دستگاه سه گاه با آهنگسازی علی تجویدی و شعری از رهی معیری به نام صبرم عطا کن را اجرا کردند که در کتاب ترانه‌های ماندگار این اثر به ثبت رسیده است.

وی به علت مخالفت پدر با نام مستعار حمیرا فعالیت خود را آغاز کرد اما پدر وی صدای دختر خود را می‌‌شناسد و طلاق دختر خود را از همسرش می‌‌گیرد و به مدت یک سال دختر خود در خانه زندانی می‌‌کند بعد یک سال یک سفر اروپا برای جناب امیرافشاری پیش می‌‌آید. حمیرا که از حمایت مادر خود برخوردار بود دومین اثر خود به نام پشیمانم با آهنگسازی استاد تجویدی و ترانه‌ای از بیژن ترقی در دستگاه همایون اجرا می‌‌کند که به علت مدلاسیون اصیل و فراموش شده آن دستگاه باعث تحول عظیمی در موسیقی سنتی ایرانی می‌شود. پدر وی با آگاهی از اثر جدید دختر خود وی را از خانه طرد و از ارث محروم می‌‌کند. بعد از آن وی مدتی را در خانه پسر عمویش که همسر وی هما میر افشار ترانه سرای معروف بود به سر برد تا آنکه با استاد پرویز یاحقی ازدواج می‌‌کند.

صدای ایشان قابلیت سوبرآنو از ابتدا تا اوج را دارد که از کمیاب‌ترین نوع صداها می‌‌باشد. ایشان مدت شش یا هفت سال همسر آهنگساز به نام ایرانی پرویز یاحقی بودند که در این دوره زناشویی آثار ماندگاری با شعرهایی از بیژن ترقی و آهنگ های از یاحقی همچون مرانفریبی هدیه عشق بهار نو رسیده، مرا تنها نگداری، پنجره‌ای به باغ گل و ... اجرا کرده است. وی بعد از انقلاب چند ماه در زندان به سر برد و با پرداخت مالیاتی معادل سی هزار دلار آزاد و تا اواسط سال شصت خورشیدی در ایران ماند و بعد از گذراندن مزاحمت های فراوان با همسر و دختر دو ساله اش به نام هنگامه از مرز پاکستان از ایران خارج شد و از آنجا به اسپانیا و بعد از آن به کاستاریکا در آمریکای مرکزی رفت وی در کاستاریکا دچار افسردگی شدید شد، به صورتی که مدت یک سال تحت درمان روان پزشک بود.

شوهر وی در این میان همسر و دختر خود را ترک و به امریکا مهاجرت کرد. حمیرا با کمک همسر پسر عمویش هما میر افشار به ایالت کالیفرنیا مهاجرت و کار هنری خود را از سر گرفت و در سال هفتاد و هشت خورشیدی به تومور مغزی دچار شد که به صورت معجزه آسایی از اتاق عمل نجات یافت. وی همینک در شهر لوس آنجلس زندگی می‌‌کند.

http://ahangs.bigforumpro.com

2 نگاهی به زندگی هایده on Tue Jun 08, 2010 6:58 pm

Admin


Admin
Admin
مرحوم هایده

نگاهی به زندگی "هایده"


در سال های پس از انقلاب، میان 1360 و 1368 و شاید به سبب ترانه های غمیادانه (نوستالژیک) وطنی که می خواند، روز به روز بر شمار طرفدارانش در بیرون از ایران افزوده می شد، هر چند که در خود ایران نامش حتی از فهرست کتاب های مرجع زدوده شده بود.



از همین روی برای یافتن زندگینامه دقیق او سر در هر منبع موسیقائی فرو بردیم که در این سال های اخیر تعدادشان نیز زیاد شده است. چیز دندان گیری نصیب مان نشد. مثلا زاد روزش و زندگی پیش از خوانندگی اش را در این منابع نیافتیم، ولی در همه آن ها به "تحقیر" و تکرار آمده که نام اصلی اش "سکینه دده بالا" بوده است. گویی نام می تواند تعیین کننده کیفیت صدای او بشود!



هایده از سال 1345 فراگیری موسیقی و آوازخوانی را نزد موسیقیدان معروف علی تجویدی آغاز کرد. تجویدی در میان آهنگسازان ایرانی، معروف شده است به "کاشف صداهای ناب"! البته صدا ها راکشف کرده، پرورش داده، معرفی کرده، ولی چند صباحی نگذشته که آن ها را از دست داده است. یا خودشان به راه دیگر، غالبا راه کاباره، رفته اند و یا "رنود" آنها را از او به غنیمت گرفته اند. هایده به گمان از آخرین کشفیات درخشان تجویدی باشد. شانسی که هایده آورده، این بوده که تجویدی آهنگ تازه ای را در "مخالف سه گاه" و در پیوند با شعری برانگیزاننده از "رهی معیری" آماده اجرا داشته است. این ترانه با زیر و بالاهایی که دارد، معرف دقیقی برای صدای گسترده و پر توان هایده شده و صدای هایده نیز متقابلا ترانه "تجویدی - معیری" را تاثیر بیشتر بخشیده است.



متن این ترانه که "آزاده" نام دارد، آخرین کار موسیقائی " رهی معیری" است که در تب بیماری آن را سروده و کمتر در یک سال پس از آن، در آبان ماه سال 1347 درگذشت.





ترانه آزاده با صدای هایده، آهنگ از علی تجویدی با شعر رهی معیری





هایده، سر انجام، در سال 1368 در شهر سانفرانسیسکو، به سکته قلبی درگذشت



تجویدی خود در یک گفتگوی رادیویی در شرح ساخت و پرداخت "آزاده" گفته است که رهی پس از آن که نیمی از ترانه را ساخنه، بیمار شده و بر اساس حالاتی که به خاطر آن کسالت در وجودش بوده، بقیه را با سوز و حال بیشتری تمام کرده است.



ترانه نشان می دهد که رهی، در بستر مرگ به تنها چیزی که برایش باقی مانده بود، می نازیده است به آزادگی:



- "یارب چو من افتاده ای کو؟ / افتاده آزاده ای کو؟/

تا رفته از جانم برون، سودای هستی/ آزاده ام، آزاده از غوغای هستی/

گلبانگ مستی آفرین/ هم چون رهی سر دادهام من/

مرغ شباهنگم ولی/ در دام غم افتاده ام من/

خندان لب و خونین مگیر/ مانند جام بادهام/ آزاده ام من!..."



تجویدی در گفتگویی که با او داشتم گفت: "آزاده را هیچ خواننده دیگری نمی توانست چون هایده با چنین وسعت صدایی بخواند ... هایده با خواندن این ترانه و چند ترانه دیگر که من به او دادم، توانست تحولی در ترانه خوانی و آواز خوانی ایجاد کند و تاثیرات تازه ای در موسیقی سنتی به وجود بیاورد..."



راه دیگر



هایده، اگرچه در سالهای پیش از انقلاب همچنان روی صحنه ماند ولی بیشترین زمان و توان خود را در خدمت "بازار" قرار داد که بیشتر به سود و زیان می اندیشد تا به ارزشها. تجویدی که زمانی به شکوه گفته بود که هر صدائی را که کشف می کند و می پروراند، بعدها بهره اش را به کاباره می برد. در عین حال گناه این انحراف را پیش از آن که بر گردن خواننده ها بگذارد، از چشم جامعه می بیند:



"جامعه بود که این ها را به سوی کاباره می کشانید... من در شوراهای موسیقی می گفتم که حقوق این ها را زیاد کنید تا احتیاج به رفتن به کاباره نداشته باشند... ولی نکردند این کار را... حقوق بسیار کمی مثلا 500 تومان به خواننده می دادند، در حالی که همین خواننده وقتی به کاباره می رفت شبی ده هزار تومان می گرفت... گناهی نداشتند... زندگی غیر از این را اجازه نمی داد..."





صدای هایده و برخی از ترانه های "غمیادانه" او در سال های غربت، تسکینی در خور برای مهاجران و تبعیدیان دلشکسته بوده است



هایده، پس از آزاده، چند ترانه دیگر نیز از تجویدی خواند و بعد سر و کارش به کاباره افتاد، از او جدا شد و به موسیقی به اصطلاح "مردمی"، نزدیکتر شد. محمد حیدری، جهانبخش پارزکی، صادق نوجوکی و انوشیروان روحانی آهنگسازان دیگری بودند که صدای رسای هایده را در اجرای ترانه های خود به کار گرفتند. همان قدر که این ها در راه "مردمی" شدن به هایده یاری رسانیدند، او نیز با صدای پر جاذبه خود سبب سکه شدن کار آن ها شد!



مهاجرت به "شهر فرشتگان" (لس آنجلس) پس از انقلاب کار را دیگر یکسره کرد. مهاجران مخاطب موسیقی آن قدر خسته و شکسته بودند که دیگر به ارزشها نمی اندیشند و تنها "تفریح و سرگرمی" می خواستند. سرمایه نیز در جایی به کار می افتاد که مخاطب انبوه داشته باشد. بر بستری چنین تنیده از "تفریح و تجارت" موسیقی معروف به "لس آنجلسی" به دنیا آمد و بیشتر خوانندگان مهاجر از جمله هایده را نیز به خدمت خود درآورد.



این حرف، بدان معنا نیست که در ترانه های غربتی هایده هیچ گوشه با ارزش دلنوازی وجود ندارد. در وهله اول باید به جنس صدای ناب و کمیاب او اندیشید که در همه بازمانده هایش یکسان مانده است، در این دنیای "بی صدائی" و "بد صدائی" خود، نفس ارزش است!



هایده در این هشت نه سالی که در مهاجرت به سر برد، دست کم توانست بخواند. اگر در ایران مانده بود سرنوشتی بهتر از "پریسا" و "هنگامه اخوان" پیدا نمی کرد که هنوز که هنوز است نمی توانند، آزادانه - و برای همگان - بخوانند، با آن که به دامنشان، پیرایه ابتذال نبسته اند!



صدای هایده و برخی از ترانه های "غمیادانه" او در سال های غربت، تسکینی در خور برای مهاجران و تبعیدیان دلشکسته بوده است.



هایده، سر انجام، در سال 1368 در شهر سانفرانسیسکو، به سکته قلبی درگذشت و در گورستان "وست وود" لس آنجلس به خاک سپرده شد




Last edited by Admin on Tue Jun 08, 2010 7:01 pm; edited 1 time in total

http://ahangs.bigforumpro.com

3 زندگی نامه معین on Tue Jun 08, 2010 7:00 pm

Admin


Admin
Admin
رضا معین



زندگی نامه معین

معین در سال ۱۳۳۰ در شهرستان نجف آباد واقع در استان اصفهان در خانواده ای

کاملا مذهبی و از نظر مالی در سطح متوسط و پر جمعیت به دنیا آمد. او در دوران

نوجوانی و جوانی قرآن را با صوت و اشعار و غزلیات شعرای بزرگ را با لحنی زیبا

میخواند. وی در سن ۱۸ سالگی با یادگیری ساز تار با نتها و گوشه های موسیقی و

آوازی آشنا شد. او در همان دوران با دوستان خود در مجالس شادمانی برنامه های

بسیاری در شهر خود و دیگر شهرهای استان اصفهان اجرا میکرد.

۲. زندگی حرفه ای

معین در سن ۲۰ سالگی در اصفهان به خاطر استعداد و صدای زیبای خود توانست با

اساتیدی همچون تاج اصفهانی و حسن کسائی آشنا شود و در کلاس های آواز و موسیقی

ایشان شرکت کند. معین در سالهای پیش از انقلاب اسلامی در ایران( از سال ۵۵ تا

۵۸ ) به طور مداوم هر شب در هتل عباسی و هزارویک شب اصفهان برنامه اجرا

میکرد. او به خاطر همین کار توانست با افراد بیشتری در زمینه موسیقی و آواز

آشنا شود. بعد از انقلاب اسلامی معین فعالیتهای خود را تا قبل از انقلاب

فرهنگی ادامه داد و در سال ۵۹ توانست اولین کاست خود را با نام یکی را دوست

میدارم را منتشر کند و صدای خود را به تمام ایرانیان در سراسر ایران و دنیا

برساند. وی در سال ۱۳۶۰ ایران را ترک کرد و در ایالات متحده آمریکا با کمک

دوستانی همچون هایده توانست کار خود را شروع کند و تا به امروز ادامه دهد.

شایعات

اولین و باور انگیز ترین شایعه در مورد معین اینست که میگویند معین نا بینا

میباشد. در صورتی که معین از هر دو چشم بینا است و فقط یکی چشمان او به خاطر

صدمه دیدن عصب پلک او در زمان نوجوانی کم سو شده و به خاطر غیر متعادل بودن

پلک ( ناتوانی باز نگه داشتن او در زمان طولانی) چشمش از عینک آفتابی طبی

استفاده میکند.

دومین شایعه که بیشتر از روی اشتباه است نام معین میباشد که او را به اسم رضا

میشناسند و گروهی اسمش را معین میدانند در صورتی که نام وی نصرالله میباشد.

رضا شاعر بیشتر آهنگهای معین قبل از خروج وی از ایران بوده و بخاطر اینکه در

کاستهایی که منتشر شد نام این دو را در کنار هم به این صورت رضا . معین چاپ

کرده بودند بیشتر دوستاران وی به اشتباه او را رضا معین خواندند و یا بعضی ها

اسم او را معین تصور کردند.

شایعات بسیار دیگری هم هست همانند اینکه امید برادر معین میباشد در صورتی که

معین هیچ نسبتی با امید ندارد(معین ۳ برادر به نامهای مصطفی مرتضی و فتح الله

داشت که فتح الله در سال ۱۳۸۲ فوت کرده). ویا اینکه معین در آمریکا دارای چند

شرکت بزرگ و چند غمار خانه و مشروب فروشی است. در صورتی که او تنها منبع

درآمدش فقط از راه خوانندگی و کلاسهای موسیقی میباشد. وی از مشروب متنفر است

زیرا او به دین اسلام اعتقاد دارد و نماز خود را ترک نگفته و همیشه با خدای

خود در راز و نیاز است. و همیشه موفقیت خود را در کمک خداوند به خود میداند.

امروزه معین به خاطر موقعیت بالایی که دارد بیشتر از پیش به آهنگها و ترانه

هایی که قرار به اجرای آن دارد حساسیت نشان میدهد. و از طرف دیگر به خاطر

وجود افرادی که هیچ از این هنر والا نمیدانند و فقط صرف داشتن موقعیت مالی

بالایی که برخوردارند بیشتر این هنر را به تفریح تشبیه کرده اند کمتر کسی هست

که اشعار و آهنگهای مناسب برای معین بسراید و بسازد. به همین خاطر انتشار

کارهای جدید از طرف او با فواصل بسیار انجام میگیرد


http://ahangs.bigforumpro.com

4 ستار on Tue Jun 08, 2010 7:04 pm

Admin


Admin
Admin
ستار

آقای حسن ستار در بیست و هشتم آبان ماه سال 1328 شمسی در تهران متولد شد.وی از همان دوران کودکی چالاک و خوش قریحه بود.در آن روزگار در محله شهیاد تهران زندگی می کرد. به زمینه های مختلف ورزشی و هنری بسیارعلاقه مند بود خصوصا به فوتبال علاقه زیادی داشت و در تیمهای فوتبال بازی می کرد حتی بعدها در جوانی و میانسالی نیز علاقه مند و پیگیر فوتبال بود و حتی کاپیتان تیم فوتبال هنرمندان نیز بود.در زمینه های هنری نیز همچون ورزش بسیار فعال بود.ستار تحصیلات خود را در دبستان و دبیرستان اقبال به اتمام رساند سپس در رشته اقتصاد بین المللی از مدرسه عالی بازرگانی موفق به اخذ مدرک لیسانس شد.

استعداد ذاتی ستار صدای دلنشین و تسلط و مهارت او در موسیقی سنتی و پاپ ایرانی به او کمک کرد و او را به یکی از محبوبترین چهره های تاریخ موسیقی ایران تبدبل نمود.شهرت و محبوبیت ستار در سن 22 سالگی با خواندن ترانه "خانه به دوش"که بر اساس فیلم "خانه به دوش"(مراد برقی) به کارگردانی و بازیگری پرویز کاردان بود آغاز گشت و آن چنان اوج گرفت که نام او را برای همیشه در تاریخ موسیقی ایران جاودانه کرد.ستار از خوانندگان معروف بسیاری از برنامه های رادیویی و تلویزیونی شد و جزءخوانندگان خانواده سلطنتی ایران گشت .وی حدود 200 آهنگ و ترانه اجرا نموده است که بسیاری از آنها در زمره آثار ماندگار موسیقی ایران است به عنوان مثال می توان به ترانه های "گل سنگم " "شازده خانم" "همسفر " "گل پونه" "صدای بارون" اشاره کرد.

یکی از افتخارات زندگی هنری ستار این است که از بخش روابط عمومی انستیتوی بین المللی عالیه (IFSI)شاخه مطالعات معاصر به پاس تلاش و هنرمندی در عرصه موسیقی به خصوص موسیقی ایران موفق به دریافت دکترای افتخاری رشته موسیقی شد .

وب سایت رسمی ستار او را به عنوان "a true Persian music icon"(شمایل شایسته موسیقی ایرانی )معرفی کرده است و در جایی دیگر می گوید دوستان و خانواده اش او را "the Persian Frank Sinatra"(فرانک سیناترای ایرانی )می نامند.شایان ذکر است که فرانک سیناترا خواننده و هنرمند بسیار مشهور قرن بیستم آمریکا است.همه و همه نشانگر شایستگی و شان والای او در موسیقی است.

در باره زندگی شخصی او نیز در این حد اشاره می کنم که ستار در سال 1978 میلادی به ایالات متحده امریکا مهاجرت کرد و در لس انجلس ساکن شد .سپس با خانمی که دو دختر5و8ساله(شینا و شیدا)داش ازدواج کرد و پس از مدتی ستار پدر دختر دیگری به نام شیلا گشت.

ستار ستاره بزرگ و درخشان موسیقی ایرانی همچنان دلنشین می خواند و با هنرمندی کم نظیرش جلادهنده دل طرفداران دهها میلیونی خویش است


http://ahangs.bigforumpro.com

5 مرضیه on Tue Jun 08, 2010 7:12 pm

Admin


Admin
Admin
مرضیه

اشرف السادات مرتضایی یا آنچنان که برای ایرانیان شناخته شده است مرضیه خواننده افسانه ای در سال 1926 در تهران بدنیا آمد. پدرومادرش از یک خانواده هنردوست بودند و هنرمندانی از قبیل مجسمه ساز ، نقاش و مینیاتوریست و موسیقیدان در فامیلش زیاد بودند. اما مادرش بود که بطور خاص اورا تشویق به خواندن کرد و در همه دوران حیاتش ازاو پشتیبانی میکرد بانو مرضیه در مصاحبه ای که با او داشتیم درباره خود می گفت : درزمانی که خانواده های ایرانی به ندرت فرزندان دخترشان را برای تحصیل علم میفرستادند پدرمن با وجودیکه یک فرد روحانی بود مراتشویق به آموزش تحصیلات مرسوم زمان نمود. وقتیکه من آغازبه خواندن کردم خواننده شدن برای زنان خیلی غیر عادی بود و درعین حال یک خواننده در آن زمان باید هم دانش مدرسه ای میداشت و هم دانش کلاسیک موسیقی. و هم چنین یک صدای خوب . در ضمن استادان موسیقی زیادی باید صدای اورا تائید میکردند و همچنین تئوری موسیقی راباید بخوبی میدانست. من سالهای زیادی را به آموختن در زیر نظر استادان بزرگ موسیقی ایرانی گذراندم پیش از اینکه شروع به خواندن کنم"مرضیه در سال 1942 (1322 شمسی) به جهان موسیقی هنر وارد شد. اولین بار دریک تئاتر که نمایشنامه شیرین و فرهاد را اجرا میکرد ( تئاتر باربد) درنقش شیرین بازی کرد .این نمایش 37 شب روی صحنه بود. که برای او یک موققیت بزرگ و سریع به بار آورد و. با استقبال زیاد مردم مواجه شد مرضیه بسرعت نظر استادان موسیقی را به خود جلب کرد و اولین زنی بود که توانست در برنامه گلهای رنگارنگ که برنامه ای بسیار سنگین و هنری بود آواز بخواند.مرضیه در حدود 1000 آواز دردوران شکوفایی هنریش خواند که در ارتقای موسیقی فارسی بسیار اثر گذار بود. بالاتر از موفقیت هایش در خوانندگی و موسیقی . او داری کیفیت های تحسین برانگیزدیگری است که مهمتر از همه شجاعت و پشتکار درخشان او در نوآوری بود . در زمانیکه خوانندگی به عنوان یک سرگرمی ویا شغلی نه چندان افتخارآمیز تلقی میشد و بخصوص زنها در خانه ها محبوس شده حق هیچگونه ابراز وجودی نداشتند به عنوان یک زن جوان او خوانندگی را بطور جدی و به عنوان یک کار تحصصی و غرورآفرین درسطح بالایی از نظر فرهنگی انتخاب کرد. تا جایی که کارستزگ او در هنر پارسی و با وجود همه اختلافات فرهنگی وزبانی اقوام ایرانی به زودی شناخته شد و او به عنوان یک سمبل یا اسطوره در موسیقی ایرانی توسط همه افراد ایرانی با هر فرهنگ و زبانی پذیرفته شد و بصورت یک گنج فرهنگی در آمد



http://ahangs.bigforumpro.com

6 داریوش on Tue Jun 08, 2010 7:14 pm

Admin


Admin
Admin
داریوش

داریوش در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۹ خورشیدی درتهران بدنیا آمد، او سالهای اولیه عمر خود را در میانه، کرج و کردستان سپری کرد.



استعداد خدادادی او در ۹ سالگی و در زمانی که برای اولین بار برروی صحنه سن مدرسه قرار گرفت آشکار شد و در ۲۰ سالگی توسط حسن خیاط باشی از تلویزیون ایران به مردم معرفی شد و با ترانه افسانه و جاوید"بمن نگو دوست دارم" در قلب مردم جای گرفت.



داریوش هرگز با عقاید تحمیلی به اجتماع خود سازگار نبود، ترانه های او حاصل اشعار و موسیقی انسانهایی وارسته چون شاملو، نادرپور، جنتی عطایی، قنبری و بیات است.

این موضوع سبب گشت تا ترانه های او در رابطه با عشق، صلح، آزادی و عدالت سروده شوند.



پس از انقلاب دیگر عرصه ای برای داریوش و هنرش نبود ازاینرو وی از سرزمین مادری خود کوچ کرد.



کارهای او شامل بیش از ۲۰۰ ترانه در ۲۵ آلبوم است.



داریوش کنسرتهای بیشماری را در تالارهای بزرگ جهان چون notably Wembley (لندن)،Carnegie Hall (نیویورک)، Kennedy Center (واشنگتن دی سی )، Koncertos (استکهلم )، Greek Theater )لس انجلس) و Universal Amphitheater (لس آنجلس) به اجراء درآورده است.



داریوش در هنر عکاسی نیز صاحب سبک است، همچنین در دو فیلم سینمایی "یاران" و "فریاد زیرآب" نیز ایفای نقش نموده.

او در فستیوال موسیقی، فیلم و رسانه های تصویری که چندی پیش در بحرین برگذار شد بعنوان نماینده سبک معاصر و منحصر بفرد موسیقی ایران این سبک را به جهان معرفی کرد و برنده بالاترین نشان صلح گشت



http://ahangs.bigforumpro.com

7 "ابی" on Tue Jun 08, 2010 7:16 pm

Admin


Admin
Admin
ابی

ابراهیم حامدی متخلص به "ابی" در 29 خرداد سال 1328 در میدان فوزیه تهران دیده به جهان گشود.

او در اوان نوجوانی به استعدادهای خویش در خواندن پی برد و شروع به خواندن در یک گروه دوستانه به نام sun boys کرد و خواندن در باشگاهها و کاخ های جوانان را آغاز کرد و پس از چند سال ، در آغاز جوانی اولین ترانه ی مستقل خود را اجرا کرد.

"ابی" آوازخوانی ست مردمی که از دل مردم ایران زاده شده است. او با احترام به گوش و هوش مردم ایران در طول سی و پنج سال کار هنری اش و با قبول سنگینی مسیولیتی که بر دوش دارد و با تلاش پشتکار زیاد و با خلق آثاری که در گوشت و خون مردم ایران جای گرفته است و همچنین شخصیت هنری محبوبی که دارد توانسته دل بسیاری از ایرانیان را بدست آورد و این ارتباط با جوانان در ایران به حدی است که نام "ابی" بر دیوارهای دورافتاده ترین روستاهای ایران نیز به عنوان خواننده محبوب آنان نقش بسته و این نشان از اوج موفقیت و محبو بیت یک هنرمند است



http://ahangs.bigforumpro.com

8 شکیلا on Tue Jun 08, 2010 7:17 pm

Admin


Admin
Admin
شکیلا

خانم "شکیلا"در 13اردیبهشت ماه سال 1341 در تهران به دنیا آمد.وی کوچکترین فرزند خانواده بود.از همان دوران کودکی شیفته موسیقی بود و آثار نبوغ و استعداد در او هویدا بود.در نه سالگی قطعه ای برای تلوزیون اجرا کرد و آنچنان مورد توجه قرار گرفت که در پی آن برای خوانندگی دعوتش کردند اما از آنجایی که کم سن وسال بود و خانواده اش نیز راضی نبودند قبول نکرد و به موسیقی در حد شرکت در برنامه های مدرسه و مسابقات استعدادهای درخشان و گاهی نیز هنرمندی در محافل خانوادگی قناعت کرد او همچنین تحصیلاتش را نیز با موفقیت پی گرفت.

شکیلا در پانزده سالگی به فراگیری موسیقی ملی و ردیف های آوازی نزد مرحوم استاد محمود کریمی پرداخت آن سالها (1356و1357) اوج مبارزات انقلابی بود و شرایط خاصی در ایران حاکم بود که سبب شد هنرستان موسیقی تعطیل شود و شکیلا در پیگیری موسیقی محدود شد اما وی در راه خود استوار بود تا اینکه در 18 سالگی برای ادامه آموختن موسیقی کلاسیک به آمریکا رفت و تصمیم گرفت به آرزوی دیرین خویش جامه عمل پوشاند.شکیلا در سال 1368اولین آلبوم خود را با همکاری بابک افشار به بازار روانه کرد و با عرضه این آلبوم به طورحرفه ای وارد دنیای موسیقی به خصوص خوانندگی شد.

غنای لحن او که هدیه ای خداوندی است، در پیوند با ادبیات غنی فارسی تلفیقی کم نظیر پدید می آورد که شخصیت فروتن شکیلا نیز مکمل آن گشته و در آثارش نمایان میگردد. بی گفتگوست که چنین آثاری رتبه والائی از هنر و احساس را در شنونده بجا می گذارد.

علاقه شکیلا به عرفان و ادب عرفانی این مرز و بوم، زبان گشوده ای را برای خواندن اشعار حضرت مولانا بروی باز کرد که به آثارش در این زمینه، احساسی ملکوتی عطا می کند.



شکیلا تا امروز یازده مجموعه موسیقی به هنر دوستان ایرانی تقدیم کرده و دوستارانش همچنان و هر لحظه منتظر کارهای جدید او هستند.

تجلّی صدای شکیلا در مقام آوای بر گزیدگان شرق در مجموعه " اپراتیکا- شاین" افتخاری بزرگ برای او و هم میهمانش است. صدای او از میان دهها صدای آشنا و گمنام شرقی انتخاب شد.

ادای دین شکیلا به بزرگان موسیقی این مرز و بوم باز سازی و باز خوانی آثار ارزشمندشان است ، چه ، نقش خود را در نقل سینه به سینه احساس و آثار، از نسل و نسل های پیش به آیندگان، به نیکی درک می کند تا که امید به جاودانگی هنر را تحقق بخشد.

شکیلا رسالتش را در گرمای کانون خانواده و در پرورش فرزندانش ، شهرا د و بهراد، با آرزوی باز گشت به وطن و تقدیم اجرای زنده برنامه اش به سر زمینش می بیند ودر شوق آن روزگار می گذراند.یکی از افتخارات زندگی هنری شکیلا دریافت جایزه آکادمیک موسیقی در اکتبر سال 2005 میلادی به پاس آثار ارزشمند او درموسیقی ایرانی است.علاوه بر زندگی هنری افتخار امیز او زندگی شخصی شکیلا نیز تحسین برانگیز است دربین همه خوانندگان معروف دنیابه خصوص خوانندگان زن تعداد نسبتا کمی توانسته اند هم در زندگی هنری و هم شخصی آن گونه که باید و شاید موفق باشند به تحقیق و گاهی به اذعان این افراد در مقاطعی از زمان زندگی شخصی آنها قربانی زندگی هنری شان شده و از آن باز مانده اند یا به ابتذال کشیده شده است اما در مورد شکیلا حتی تا به حال چنین شایعه ای هم نبوده است او توانسته است با حفظ اصالت و نجابت ایرانی سالهاهنرمندی کند و به طور همزمان در همه عرصه های مختلف زندگی موفق باشد . در حال حاضر شکیلا به عنوان یکی از محبوبترین خوانندگان ایرانی می درخشد و طرفداران بسیاری دارد . وب سایت رسمی شکیلا او را " vioce of an angel"نامیده است و براستی که صدای شکیلا صدای یک فرشته است


http://ahangs.bigforumpro.com

9 ( ایرج ) on Tue Jun 08, 2010 7:24 pm

Admin


Admin
Admin
حسین خواجه امیری ( ایرج )به سال 1313 در شهر کاشان متولد شد ، بیش از شش سال از سنش نمی گذشت که شروع به زمزمه اشعار روز و عامیانه مردم که رایج آن زمان بود می کند .
پدر بزرگ وی که از صدایی بسیار خوش برخوردار بوده ، یکی از خوانندگان به نام ناصرالدین شاه قاجار بود و هر وقت که شاه قاجار اراده می کرده باید وی برای او بخواند ولی به طوری که از شواهد و آثار بر می آید ، غیر از دربار ، او خیلی مواقع برای مردم عادی نیز می خواند و در محافل شرکت می کرده و می خوانده ، پدر حسین خواجه امیری که از صدایی خوب برخوردار و از پدرش به ارث برده بود حسین را تحت تعلیم خود قرار می دهد و بسیاری از شب ها که ستاره های منطقه کویری کاشان مانند خوشه هایی از زمرد در آسمان خودنمایی می کردند و محیطی شاعرانه به وجود می آوردند ، وی را به صحرای اطراف شهر می برد و او را تشویق به خواندن با صدایی هر چه بلند می کرد . مدت ها حسین تحت تعلیم پدر این کار را ادامه داد و پس از چندی به تهران می آید و به کلاس روان شاد استاد ابوالحسن خان راه یافت ، مدت شش ماه متوالی از محضر استاد صبا کسب فیض کرد ، سپس در سال 1327 توسط ابراهیم خان منصوری برای شرکت در برنامه های رادیویی به رادیو دعوت شد . حسین مدت ها با این ارکستر همکاری می کند و خودش ارتشی بود ، شب های جمعه به مدت نیم ساعت در برنامه ارتش شرکت می کند و پس از مدتی در ارکستر آقای عبدالله جهان پناه شرکت و با ارکستر او همکاری کرد .
در سال 1336 بنا به دعوت مرحوم داود پیرنیا به برنامه گلها راه می یابد و در اولین همکاری خود با گلها، آوازی در مایه " سه گاه " همراه با ویولون استاد علی تجویدی می خواند و چندی بعد یکی از آهنگ های آقای مهندس همایون خرم را با همکاری جلیل شهناز و جهانگیر ملک به نام گلهای 510 در مایه مخالف "سه گاه " اجرا می کند و از این به بعد همکاریش با این برنامه ادامه می یابد . ایرج ، علاوه بر خواندن ، به نواختن ضرب نیز علاقه وافر دارد وضرب به خوبی می نوازد . وی معتقد است که جامعه ایران ، آواز و آهنگ های اصیل ایرانی را می خواند و همین آثار و آهنگ ها است که نمودار فرهنگ صوتی و ملی کشور بوده و توسط گذشتگان ما به طور سینه به سینه حفظ و نسل به نسل به ما منتقل شده و این میراث گرانقدر برایمان مانده و باید در حفظ و اشاعه آن سعی و کوشش وافر داشته باشیم و به موسیقی ملی و سنتی سرزمین خود خیلی بیش از این ها ارج گذاریم .
حسین خواجه امیری چون افسر ارتش بود لذا مشکلاتی برای اجرای برنامه های هنری خود از جمله نام حقیقی خود پیش روی داشت ، بدین سبب نام مستعار ( ایرج ) را برای خود برگزید . ایرج که از صدایی خوش و رسا و مطلوب برخوردار است در زمان خود به آواز ایران خدمات شایان توجهی نمود به طوری که در دور افتاده ترین قراء مملکت هم علاقمندان فراوان پیدا کرد ، ولی افسوس که این هنرمند خوش صدا ، اشتباه بزرگی را در زندگی هنری خود مرتکب شد و آن این که یکی از کارگردانان ابن الوقت سینمای آن زمان که ضربات فراوان و سنگینی به صنعت فیلم سازی کشور زده بود ، وی را اغوا کرد و در بسیاری از فیلم های ساخته او ، آهنگ های " آن چنانی!" خواند که ای کاش نمی خواند و به شهرت و مقام والا و اصیل هنری خود خدشه وارد نمی کرد . به هر حال صاحب نظران در موسیقی ایران ، متفق القولند که وی یکی از بهترینهای آواز ایران بوده که هیچوقت خاطره او در آواز و موسیقی سنتی ایران فراموش نخواهد به قول معروف اگر در و گوهر در لجن زار هم بیفتد ، اصلیت خود را از دست نخواهد داد و حسین خواجه امیری ( ایرج ) هم حکم همین در و گوهر را دارد

http://ahangs.bigforumpro.com

10 مهدي مقدم on Tue Jun 08, 2010 7:29 pm

Admin


Admin
Admin
بيوگرافي کامل مهدي مقدم از زبان خودش

بيوگرافي کامل مهدي مقدم از زبان خودش
بيوگرافي
مهدي مقدم هستم، در سوم آبان ماه سال 1360 به دنيا آمدم، سه برادر و يک خواهر دارم، در حال حاضر هم ساکن اقدسيه تهران هستم.



دوران کودکي
در زمان بچگي، حسابي شيطون و بازيگوش بودم از اون بچه‌هايي که هر جا مي‌‌رفتم همه را کلافه مي‌‌کردم، دائم زنگ خونه‌هاي مردم را مي‌‌زدم و فرار مي‌‌کردم.

خوانندگي
در دوران نوجواني به بازيگري بيشتر از خوانندگي علاقه‌مند بودم... اما زماني که بزرگتر شدم، تصميم گرفتم خوانندگي را دنبال کنم.

ذهنيت غلط
متاسفانه اين روزها ذهنيت غلطي در مورد خوانندگي در بعضي از جوانها وجود دارد، آنها فکر مي‌‌کنند با روي آوردن به خوانندگي، خيلي سريع مي‌‌توانند معروف و مشهور شوند، البته با وجود اين شبکه‌هاي ماهواره‌اي شايد حق هم داشته باشند، چون تا ديروز با خريد يک ماشين و اسپرت کردن آن مي‌‌توانستند حداقل در محله‌شان مشهور شوند، اين روزها مي‌‌توانند با همين هزينه براي خودشان کليپ بسازند و پزش را به دوستانشان بدهند، گرچه درصد کمي از آنها ماندگار مي‌‌شوند، بقيه هم البته براي مدت کوتاهي تصويرشان از شبکه‌هاي ماهواره‌اي پخش مي‌‌شود و همين برايشان کافي است.

طلسم سونامي
آلبوم سونامي، سرنوشت عجيبي داشت، وقتي متوجه شدم که کار لو رفته، نزديک بود سکته کنم باور نمي‌‌کردم زحمات چندين ساله‌ام اين چنين به باد رفته باشد، مجبور شدم همه چيز را از نو شروع کنم و براي گرفتن مجوز تغييرات زيادي روي آلبوم انجام بدهم هر چند که صدور مجوز خيلي طول کشيد اما خوشبختانه طلسم شکست و سونامي راهي بازار شد.

استقبال
استقبال از سونامي بسيار عالي بود... حتي خودم هم فکر نمي‌‌کردم با توجه به لو رفتن آلبوم، اين کار تا اين اندازه مورد توجه مخاطبان قرار بگيرد.

آلبوم جديد
اين روزها مشغول تنظيم آلبوم جديدم هستم، البته براي اين کار هنوز اسم خاصي را انتخاب نکرده‌ام ولي مثل هميشه با پيام شمس و ژوبين همکاري مي‌‌کنم فضاي آلبوم جديدم هم مانند آلبوم‌هاي قبلي‌ام عاشقانه و تين ايجري است.

کليپ
مخاطبانم از من انتظار دارند که براي کارهايم کليپ بسازم. به نظر من ساخت کليپ در فروش هر چه بيشتر يک آلبوم تاثير به‌سزايي دارد.

سينما
تا به حال در دو فيلم سينمايي بازي کردم که در يکي از آنها نقش اول مرد را ايفا کردم، دوست دارم در بازيگري موفق شوم.

خانواده
خانواده‌ام درباره کارهايم نظرات متفاوتي دارند، مثلا يکي مي‌‌گويد چرا موهايت را در فلان کليپ اين طوري درست کردي، آن يکي مي‌‌گويد چرا آنقدر بد خواندي، به همين‌خاطر در کارهايم از آنها نظر نمي‌‌خواهم. در خانه‌مان هم بيشتر از همه مادرم طرفدار کارهايم است.

اجراي دو صدايي
اگر پيشنهاد خوبي به من شود، باز هم حاضرم دوصدايي بخوانم.

تغيير
مهدي مقدم آلبوم «خونسرد» نسبت به مهدي مقدم آلبوم «سونامي» تغييرات زيادي کرده است. ضمن اين‌که نسبت به آن زمان پيشرفت بيشتري کرده‌ام...

کنسرت
قصد دارم کنسرتي را برگزار کنم و فعلا در تدارک گرفتن مجوز براي آن کنسرت هستم.

خوانندگي
اگر جريانات به همين منوال پيش برود احتمالا خوانندگي را کنار مي‌‌گذارم، چرا که خرج و مخارج ما از طريق همين حرفه است منتهي شرايط الان به گونه‌اي است که انتشار اين آلبوم فقط براي من هزينه در برخواهد داشت.

اختلاف‌ نظر
اوايل کار چون تازه کار بودم به‌خاطر اختلاف سليقه بر سر بعضي مسائل با دوستان همکارم به مشکل بر مي‌‌خوردم و نمي‌‌توانستم با آنها همکاري کنم که همين مسئله باعث شده در محافل موسيقي من را به عنوان يک آدم مخالف بشناسند در حالي که اصلا اين گونه نيست، من تنها به خروجي اثر فکر مي‌‌کنم


http://ahangs.bigforumpro.com

11 سياوش شمس on Tue Jun 08, 2010 7:33 pm

Admin


Admin
Admin
يوگرافي سياوش صحنه(شمس)

سياوش شمس درتاريخ6بهمن دراهواز متولدشد.



چندسال اول رادرامانيه ي اهواززندگي مي کند.لازم به
يادآوري است که مادرسياوش متولدرامهرمزخوزستان وپدرسياوش متولدشهرکردبختياري(فرخ شهر)هستند.خانواده سياوش بعدهابه تهران نقل مکان مي کنندوسياوش درتهران تحصيلات ابتدايي خودراشروع مي کند.خانواده سياوش درمدتي که درتهران بودنددرمنطقه ي سيدخندان ساکن بودند.مدرسه اي که سياوش تحصيلات ابتدايي خودراآنجاسپري کرددبستاني بودبه نام بحجت مژدهي.
خانواده ي سياوش بعدازپايان تحصيلات ابتدايي سياوش به امريکانقل مکان مي کنندوسياوش دوران راهنمايي رادرامريکاسپري مي کند.سياوش ازهمان دوران کودکي مي خواندووقتي که فاميل دورهم درمهماني جمع مي شدندسياوش مي خواند.ولي نکته ي جالب اين هست که مواقعي سياوش مي خواندبايدچراغ هاراحتماخاموش مي کردند،چون خجالت مي کشيد!
خانواده ي سياوش پس ازورودبه آمريکابه کاليفرنيارفتنداوايل در ردننت وسپس درسن ديگوساکن شدند.درآنجاسياوش تحصيلات دبيرستاني خودراشروع مي کندوسپس وارددانشگاه کاليفرنيامي شودودررشته هاي موزيک وکامپيوترمشغول به تحصيل مي شود.
سياوش اولين آلبوم خودرادرسال1986توليدکرد.اين آلبوم همسايه هانام داشت.سياوشبه خاطردل خودوبه تشويق اطرافيان اين آلبوم راروانه ي بازارکردکه ازفروش فوق العاده اي برخورداربود.آهنگ دخترايروني دراين آلبوم خيلي گل کرد.شعراين آهنگ راخانم ليلاکسري قبل ازفوت برروي پارچه اي نوشته بودند.
آلبوم بعدي سياوش صحنه نام داشت.سياوش بعدازارائه اين آلبوم به يساوش صحنه معروف شد.
سياوش به دليل اختلافاتي که باکمپاني هاي پخش داشت تصميم به راه اندازي کمپاني موسيقي براي خودگرفت.اسم اين کمپانيThe World Music Recordsهست.سياوش اين کمپاني موسيقي رابامساعدت وهمياري مديربرنامه هاي خود(Carolin)توليدکردواولين آلبومي که سياوش بااين کمپاني توليدکردآلبوم فريادبود.دومين وآخرين آلبومي که سياوش(تابه حال)بااين کمپاني توليد کرده(صدا)The Voiceنام دارد.
لازم به ذکراست که اکثرشعروآهنگ هاي سياوش راخودش سروده وساخته.
ازمشخصات وعلايق سياوش:
سياوش داراي هيکلي درشت وپوستي برنزه هست.سياوش قبلااکثراموهاي نسبتاساف وبلندي داشت که مدتي است که ديگرموهاي خودراکوتاه نگه مي دارد.
ازبين غذاهاازخورشت بادمجان وعدس پلوباکشمش وغذاهاي دريايي خوشش مي آيدوازگوشت قرمزوگوشت ريش ريش شده خوشش نمي آيد.(سياوش بسيازشکموهست!)
خانواده ي سياوش درامريکارستوراني رااداره مي کنندوسياوش کاري به اين رستوران نداردولي براي غذاخيلي به آنجامي رود.
سياوش داراي برادربزرگتري به نام سيامک هست.
سياوش بسيارپرطرفدارهست وروزانه200-300ايميل به ايشان فرستاده مي شود.
سياوش مدتي است که سبک واستايل موسيقي هاي خودراتغييرداده که بيشترعلاقمندان راضي به اين نيستندوهمچنان دوست دارندتاسياوش به همان سبک قديم خودبخواند.سياوش درآلبوم آخرخودبيشترازآهنگ هايي غيراززبان فارسي استفاده کرده بود.
سياوش عقيده داردکه پندهاوموضوعاتي که درزندگي آموخته مي شود رابايددرقالب کارهاي خود به مرصه ي ظهوررساند.
سياوش برخلاف شايعاتي که درمورد او مبني براعتيادداشتنش،به شدت ازدودوسيگاروبه طورکل ازدخانيات متنفرهست.
سياوش به سهراب سپهري علاقه ي شديدي دارد.
سياوش به اپراعلاقه ي زيادي دارد.لوچيانوفابوراتي يکي ازاپريست هاي محبوب سياوش هست.گروه راک باصداي (فردي مرکوري)،کروه کويين،استيبي واندر،سلن ديونوهمچنين استادبنان وداريوش ومرضيه ازخوانندگان موردعلاقه ي سياوش هستند.
بازيگران موردعلاقه ي سياوش رابرت دنيرو وبهروزوثوقي هستند.
سياوش هميشه ازخواننده هاي کوچه بازارمثل علي نظري به نيکي يادمي کندوهمواره عقيده داردکه قديمي هارانبايدفراموش کرد



http://ahangs.bigforumpro.com

12 مهستي on Tue Jun 08, 2010 7:39 pm

Admin


Admin
Admin
بيوگرافي، ديسکوگرافي و شرح حال هنرمند - مهستي



مهستي که نام اصلي اش «خديجه (افتخار) دده بالا» است، در سال 1325 متولد شد. او که خواهر ديگر خواننده محبوب ايراني هايده است، توسط پرويز ياحقي، آهنگساز پر آوازه ايراني، کشف ومعرفي شد.

مهستي کار خوانندگي را از برنامه گل هاي رنگارنگ و با آهنگ « آخه دلم را برده خدايا» که ساخته پرويز ياحقي بود، شروع کرد.


مهستي در سال 1946(1325) متولد شد. کار خود را در برنامه معروف گل هاي رنگارنگ راديو ملي ايران با آهنگ "آنکه دلم را برده خدايا" آغاز کرد. استعدادش براي خوانندگي توسط پرويز ياحقي، يکي از مشهورترين موسيقيدان هاي ايران، کشف شد. در دهه چهل پخش آوازهاي نخستين او در مجموعه گلهاي رنگارنگ از راديو ملي ايران، اعتبار هنري وي شد و او يکي از خوانندگان محبوب مردم گرديد و سپس راه را براي ورود خواهر بزرگترش، هايده به عالم هنر خوانندگي باز کرد.گفته مي شود که هايده، خواهر مهستي، کار خود را پنج سال پس از او آغاز کرد. در طول 35 سال کار خوانندگي، مهستي آهنگ هاي ماندگار بسياري اجرا کرد. تاثير مهستي در موسيقي سنتي ايران با ارزش و بخشي از سرمايه موسيقي سنتي ايران محسوب مي شود. پس از انقلاب، به بريتانيا رفت و بعد از چند سال بالاخره به آمريکا مهاجرت کرد. در سال 2005 آکادمي جهاني هنر، ادبيات و نيز رسانه هاي بسياري براي 35 سال فعاليت در زمينه موسيقي سنتي و پاپ ايران از هنر او تقدير به عمل آوردند.



او در (بهمن ماه) ماه مارچ 2007 اعلام کرد که از چهار سال پيش به بيماري سرطان پيشرفته مبتلا است و غفلت در درمان آن، سبب وخامت حال وي شده است و از ايرانيان خواست تا در برابر عوامل سرطان زا و نشانه هاي آن هوشيارباشند. ابتلاي مهستي به بيماري سرطان هنگامي منتشر شد که او در ايام نوروز به دليل شدت بيماري اش نتوانست روي صحنه کنسرت در دوبي ظاهر شود و توسط دخترش که از لندن به دوبي آمده بود به بيمارستاني در لس آنجلس منتقل گرديد. از وي حدود 35 آلبوم موسيقي از جمله : "هواي يار"، "آشفته"، "مسافر" و "گل اميد"و.. به يادگار باقي مانده است.



او در سال هاي پيش از مرگ در شهر"سنتا روزا" در شمال کاليفرنيا در آمريکا با دخترش سحر و همسرش ناصر و دو فرزند ديگرش ناتاشا و ناتالي زندگي مي کرد. وي که در دو روز آخر عمرش در اغما به سر مي برد روز 25 ژوئن سال 2007 در بيمارستان از ميان ما رفت"


http://ahangs.bigforumpro.com

13 سياوش قميشي on Tue Jun 08, 2010 7:44 pm

Admin


Admin
Admin
بيوگرافي، ديسکوگرافي و شرح حال هنرمند - سياوش قميشي

اگر 4 رکن اساسي آهنگ (Melody), شعر, (Lyric) تنظيم (Compose) و صداي خواننده (Vocal) را در ساخت و اجراي يک ترانه به عنوان وجوه اصلي ترانه در نظر بگيريم , سياوش قميشي تنها هنرمندي ست که هر4 وجه ترانه اش با ديگر فعالان موسيقي پاپ (Popular) ايران متفاوت است.

سياوش قميشي (متولد 1324-1945 در اهواز و بزرگ شده در تهران ) آهنگساز, شاعر, تنظيم کننده و خواننده اي ست که در بين عموم به عنوان خواننده و براي خواص به عنوان آهنگساز و خواننده اعتباري ويژه و متفاوت دارد. نخستين وجه و شايد مهم ترين وجه تفاوت آثار سياوش قميشي در ملودي هايش نهفته است.




ملودي هايي بسيار متأثر از موسيقي کلاسيک (اصيل) ايران و در عين حال مبتني بر آکورد هاي غير معمول و کاملأ غير ايراني که ترکيبي عجيب و درخشان را از موسيقي ايراني و غربي در قالب ترانه هاي پاپ (Popular) به وجود آورده است و همچون مهري برجسته, برداشت ناب سياوش قميشي را از هنر ايراني با اشرافي جامع بر انواع موسيقي غير ايراني به نمايش مي گذارد. در بيشتر آهنگهاي ساخته سياوش رگه هايي روشن و قوي از موسيقي ايراني را مي توان يافت که گرچه روايت جز به جز موسيقي رديفي ايران نيستند اما به خوبي حس ايراني بودن را حتي در ذهن شنونده ي غير حرفه اي متبادر مي کنند و اين هنر اوست که با گريز آگاهانه از تکرار سنتي و نخ نما, ملودي هاي ظريف ايراني را همچون تارهاي طلا بر پيکره ي ترانه اش مي بافد. با کمي دقت در آلبوم هاي سياوش ميتوان بسياري از برداشت هاي آزاد وي را از موسيقي کلاسيک ايران به وضوح مشاهده کرد. در واقع سياوش قميشي و هم نسلان موفقش آموزش موسيقي را از کودکي به طور خودآگاه يا ناخودآگاه با موسيقي ناب ايراني شروع کردند. شنيدن روزمره ي اجراهاي بسيار موثق و اصيل از بزرگان موسيقي ايران در سالهاي 1320و1330 از راديو تهران تجربه اي تکرار نشدني براي هم نسلان سياوش به عنوان کودکان آن روزگار و بزرگان آينده موسيقي نوين ايران بود که به مرور پس از آشنايي با حوزه هاي ديگر, موسيقي عملي را از طريق مراجع و منابع کاملأ جدا آموزش ديده وتجربه مي کردند.

سياوش قميشي خود سالهاي 1970 را در انگلستان (مهد موسيقي راک) گذرانده و آموزش موسيقي ديده است. موسيقي گروههاي بزرگ غربي و شرايط زماني – مکاني فعاليت آنها را از نزديک درک و لمس کرده و آثارشان را عملا مشق و اجرا نموده است. اين آميختگي عملي با موسيقي روز دنيا در کنار ذهنيت و ناخودآگاه انباشته از ملودي هاي موسيقي ايران, زماني که منشا خلق هنري قرار گرفتند ترکيبي نو و بديع از ملودي و هارموني را پديد آوردند که پيشتر همانندي نداشت. از اين روست که موسيقي سياوش قميشي را يکي از بهترين نمونه هاي هنر هم نسلانش مي دانيم. او با برداشت ويژه اش از انواع موسيقي و با توجه کامل به موزيک روز دنيا به ويژه در حيطه ي پروگرسيو تنظيم, صداسازي و ميکس به مرز نوآوري و خلاقيتي کامل رسيده و در بيان خود قوام ودوام يافته است. همکاري با تنظيم کنندگاني آگاه و خوش ذوق (که بعضا با وجودي که ايراني نيستند, توانسته اند با موسيقي ايراني ارتباط برقرار کنند) و نکته سنجي شخص سياوش در استفاده ي آگاهانه و هوشمند از صداسازي هاي الکترونيک و ساوند افکت هاي عجيب و بجا در تنظيم قطعاتش, به موسيقي او تنوعي خاص و رنگارنگي منحصر به فردي بخشيده است که موزيکاليته ي ترانه هاي او را به گونه اي بهتر و جذاب تر نمايان ميکند. از لحاظ شعري, ترانه هايي که سياوش براي کار انتخاب ميکند چند ويژگي اساسي دارند که مهم ترين آنها سادگي و رواني کلام و دوري از پيچيدگي هاي معماگونه ي شعري است.

سياوش از ديرباز علاقه اي به استفاده از کلام روشنفکر مأبانه و غير مردمي نداشته است و با انتخابي آگاه, به دام ابتذال ناشي از ساده پسندي و بي هويتي هم نيفتاده است. فضاي ترانه هاي او فضايي روشن و اميدبخش است, به دور از سايه هاي خاکستري و سياه رايج در ترانه ي نوين ايران.

اعتراض موجود در ترانه هاي انتخابي او هم نوع با موسيقي اي, اعتراضي سياه و خمود نيستو از تلخي و شيريني توأم برخوردار است. جالب اين که متقابلأ در کارنامه ي هنري سياوش به هيچ رو با ترانه هاي بي معني و سبک سرانه هم مواجه نمي شويم. شادترين ترانه هاي او, نه در کلام و نه در موسيقي به مرز انحطاط و ابتذال نزديک نمي شوند و شعر و موسيقي ترانه هاي شاد او هم ا ز حدود تشخص, حجب و آبرومندي مأخوذ به حيا بيرون نمي روند. مضامين ترانه هاي سياوش عموما مضامين و موضوعات عاطفي در حوزه زندگي فردي و اجتماعي اند و"عشق, زندگي و حرکت" در اين ميان نقش محوري و کليدي دارند و داستان هر ترانه هم غالبأ با پاياني روشن و اميد بخش همراه است. سياوش در شناخت و کشف ملودي پنهان در شعر استعدادي خداداد دارد و با قوه ي درک ريتم بسيار خوب, ضرب آهنگ مناسب شعر و ملودي را براي کارش مي يابد. به همين دليل, در آلبوم هايش همه نوع ترانه با ريتم هاي گوناگون شنيده مي شود, تنوعي که شنونده را دچار ملال ناشي از يکنواختي آلبوم نمي کند. او در اجراي ترانه هايش صاحب سبکي مشخص است. آشنايي عميق با ملودي و تنظيم ترانه اي که آهنگ آنرا بر مبناي توان حنجره و نقاط ضعف و قوت صداي خود ساخته و ويژي هاي خاص صدايش اعم از توناليته و موزيکاليته ي صدا, نتيجه ي خوانندگي اش را بسيار درخشان و پر ثمر کرده است. صداي زخمي و خش دار, آميخته با تحريرها و غلت ظريف آواز ايراني جملات آهنگين را با صميميت و احساسي ژرف و بي غش مي خواند که گويي شعر و آهنگ تنيده بر هم, از جان خواننده بر مي آيند و بر دل شنونده مي نشينند. به جرأت ميتوان گفت هيچ آهنگسازي در موسيقي ترانه ي نوين ايران, در طي سي سال گذشته همانند سياوش قميشي حرکتي رو به جلو و کمال طلب با حفظ و افزايش روز افزون تعداد مخاطبان نداشته است. ترانه هاي سياوش قميشي (ترانه به معناي جمع آهنگ و شعر و صدا) مخاطب عام دارد و اين عموميت به ويژه در بين جوانان ديده مي شود. شايد او تنها آهنگساز/خواننده اي ست که هر چه بيشتر کار ميکند مخاطبان و علاقه مندان جوان تري پيدا مي کند و به زبان موسيقي به جوانان, زندگي, عشق و نشاط مي بخشد, همچون دوستي همسن در خلوتشان ميخواند و مانند پدري مهربان سنگ صبور درد هاي جواني شان مي شود. همه ما – نسل بعد از انقلاب – در داخل و خارج کشور با صداي سياوش قميشي زندگي کرده ايم , عاشق شده ايم, گريسته ايم, خنديده ايم و نفس کشيده ايم. با او بوده ايم و او با ما بوده است.

موسيقي و صداي سياوش همچون زندگي اش ساده, روان و بي پيرايه است و به سادگي در ضمير پاک جوانان مي نشيند و شايد از اين روست که جوانان بسيار دوستش مي دارند چرا که جواني مظهر سادگي و يکرنگي ست. سياوش قميشي مانند سرزمين زادگاهش انساني آفتابي است, آفتاب وجودش بي غروب باد.



http://ahangs.bigforumpro.com

14 لیلا فروهر on Tue Jun 08, 2010 7:49 pm

Admin


Admin
Admin
لیلا فروهر:

لیلا فروهر ستاره موزیک و سینمای ایران در چهارم اسفند ماه در شهر اصفهان و در خانواده ای هنرمند دیده به جهان گشود. پدرش جهانگیر فروهر اشراف زاده بود که به ارزشهای اشرافی پشت پا زد و وارد عرصه هنر و سینما شد . او در بیش از 80 فیلم سینمای ایران به ایفای نقش پرداخت .

او در سال 1344 با فیلمهای “مراد و لاله ” و “خروس جنگی ” وارد سینمای ایران شد و با سن و سال کمی که داشت از پرکارترین هنرمندان ایران بشمار میرفت تا جایی که به او لقب ” کودک خردسال سینمای ایران ” را دادند.از درخشانترین فیلمهای لیلا فروهر میتوان به فیلم “سلطان قلبها” به کارگردانی محمد علی فردین اشاره کرد.بازی درخشان و هنرمندانه لیلا با همه کودکیش در این فیلم اعث شد فردین جشن تولد 9 سالگی لیلا را در سندیکای هنرمندان برایش برزار کند جشنی که لیلا از آن به عنوان بهترین هدیه زندگی خود یاد می کند . او تا سال 1358 در بیش از 45 فیلم سینمای ایران به ایفای نقش پرداخت.

پس از انقلاب در نوامبر 1986 از ایران خارج شد و فعالیت هنری خود را در خارج از کشور با یاری خواهرش ” فریبا فروهر ” آغاز نمود.لیلا فروهر تا به امروز بیش از 20 آلبوم ترانه به بازار عرضه کرده و صدها کنسرت موفق در سراسر دنیا اجرا نموده که از باشکوترین و به یادماندنی ترین کنسرتهایش می توان به شب سوم اگست 2003 در سالن کداک تیتر اشاره کرد.شبی که همگان آن را به نام شب لیلا فروهر در دفتر خاطرات خود ثبت نمودند.

لیلا هنرپیشه قدرتمندیست ، او با استیج و نور و صدا از کودکی آشناست و استعداد بی نظیری در اجرای برنامه های زنده دارد….

لیلا فروهر در 19 آگست 2004 بر روی کشتی عشق آغاز زندگی مشترکش با یک ایرانی موفق و یک چهره آشنا و محبوب و مطرح ایرانی با اسی نبی جشن گرفت و تا به امروز زندگی با عشق را همراه با همسر و خانواده اش سپری می کند و همچنان با آثار زیبایی که هر سال عرضه می کند برای دوستدارانش پیام آور عشق و صلح و محبت است . قلب های بیشماری در ایران و سراسر دنیا به عشق لیلا می تپد… به راستی شایسته است که او را شاهدخت موسیقی ایران بنامیم

http://ahangs.bigforumpro.com

15 امید on Tue Jun 08, 2010 7:55 pm

Admin


Admin
Admin
امید

نام کامل:امید سلطانی تولد: ششم مرداد هزار و سیصد و چهل و پنج

محل تولد: چهار محال و بختیاری“ پل چوبی“ و بزرگ شده ی تهران

از ده سالگی در کنار هنرهایی مثل خطا طی و نقاشی احساس کرد که صدایی برای

خواندن نیز دارد. روزگار گذشت و امید در 18 سالگی در جبهه جنگ حضور یافت

سپس برای تحصیل در سالیان بعد به ترکیه مهاجرت کرد و در آنجا برای تامین نیاز

مالی برای تحصیل تصمیم به استفاده از استعدادش در زمینه خواندن کرد و در

کاباره ها به خواندن پرداخت

امید تحصیلات خود را نیز تا مهندسی معماری ادامه داد و پس از آن و وقتی که در

خواندن نیز به موفقیت دست یافت و تجربه کسب کرد تصمیم گرفت تا اولین آلبوم

خود را روانه بازار کند.اولین آلبوم امید باران نام دارد که تمام مراحل ضبط آن در

ترکیه انجام شد و به وسیله کمپانی معتبر ترانهبه مدیریت وارطان آوانسیان و

جهانگیر طبریایی در سال 1992 میلادی در سراسر جهان پخش شد و به فاصله

اندکی پس از پخش این آلبوم صدای امید برای همیشه در موزیک ایران جاودانه شد

ترانه باران با آهنگسازی کیومرث سلیم پور و ترانه زیبای رحمان شکوفه پور به زیباترین و بدیع ترین

آهنگهای امید و حتی موسیقی ایران تبدیل شد

بعد از موفقیت این آلبوم امید راهی آمریکا شد تا در شهر فرشتگان به فعالیت هنری اش

ادامه دهد.

و ثمره تلاش او در آن سالها چهار آلبوم دیگر به نامهای

(( هردوعاشق 1994)) و ((حضرت عشق 1995 ))

(( پرسه های عاشقانه1997)) و ((سربلند 2000))

ار امید متفاوت تر از همیشه با استفاده و ترانه های زیبا بر روی آهنگها و ریتمهای مدرن و به روز و تسلط مثال زدنی خود در اجرا همه را غافلگیر میکند




http://ahangs.bigforumpro.com

16 منصور on Tue Jun 08, 2010 7:57 pm

Admin


Admin
Admin
منصور

نام:منصور جعفری / متولد ۶/۵/۱۳۵۳ / محل تولد تهران / بیشتر دوران کودکی خود را در کنار مادربزگش در میدان ژاله گذراند / در سن ۱۳ سالگی ایران را ترک کرد / در سن ۱۷ سالگی به صورت حر فه ای کار را با اساتید موسیقی آغاز کرد / در سال 1999 در یک فیلم آمریکایی ایفای نقش کرد / اکنون ساکن لوس آنجلس می باشد / مجرد هست
او درباره خواندن در ایران و برگشتن به ایران این چنین می گوید :
در ایران ( خواندن ) فعلاً برای من یک آرزوی دور است ...
(نگاه غمگین منصور ما را چند لحظه ای وادار به سکوت کرد.)
اما هر چه کشوری که در آن برنامه دارم به ایران نزدیک تر باشد، احساس من هم به ایران بسیار نزدیک تر است
مثلاً در دوبی به دلیل حضور دوستان زیادی که از ایران به آنجا آمده بودند،
احساس نزدیکی خاصی به مردم و ایران می کردم
منصور درباره ی این همه موفقیت در خارج از ایران چه در زمینه موسیقی و چه در زمینه تجارت می گوید :
به نظر من باید همیشه هدف راخیلی بالا گرفت و برای رسیدن به آن تلاش کرد،
در این صورت دستیابی به نقطه ای پایین تر از هدف هم ، میتواند موفقیت مطلوبی، باشد....
خبر جدید : منصور در حال تهیه کردن موزیک ویدیو آهنگ های "بازی" و "دستمو بگیر" می باشد . سوپرایز منصور در موزیک ویدیو دستمو بگیر حضور دوباره ی خانوم "کندس" هست که امیدواریم ویدیو زیباتری را نسبت به ویدیو های قبلی منصور شاهد باشیم .
امروز منصور قسمتی از زندگی میلیون ها ایرانیست. به نظر میرسد که صدای منصور در هر خانه ای شنیده میشود. در چنین روزگاری پیام امیدبخش منصور از هر زمان دیگری مهم تر است.منصور به این حرف گاندی اعتقاد دارد :‌ (( تو باید همان تغییری باشی که انتظار داری در جهان به وقوع بپیوندد. ))

منصور در حال حاضر در لس آنجلس زندگی میکند ٬ اما بیشتر وقتش به سفر در دور دنیا میگذرد. گرچه منصور دیگر در ایران زندگی نمیکند اما ایران همیشه قسمتی از وجود اوست و همیشه با او خواهد بود


http://ahangs.bigforumpro.com

17 هنگامه on Tue Jun 08, 2010 7:59 pm

Admin


Admin
Admin
هنگامه


هنگامه در لاهیجان-ایران متولد شد.او به همراه خانواده و خواهر بزرگترش از سه سالگی به تهران آمدند.

از همان دوران کودکی او هیجان و شوق زیادی در خوانندگی و نمایش داشت که پدرش اولین کسی بود که

این شوق و هیجان را آشکار کرد. عشق بی پایان و حمایت پدرش سبب تقویت مراحل اولیه ی زندگی به صورت نسبتا آشکاری شد و او را برای شرکت در کلاس های موسیقی به همراه تعدادی از استادان

موسیقی کلاسیک فارسی تشویق کرد. مهارت او در نواختن نی و فلوت سبب شد تا پدرش برای یادگیری مد

های موسیقی کلاسیک فارسی "ردیف" اعتقاد پیدا کند و شالوده ی علمی او به صورت موثری پیشرفت کند

همانند خودش که به این سبک موسیقی بسیار علاقه مند و باسواد است . هنگامه از حمایت خانواده و دوستانش ،همانطور که بزرگ می شد ،لذت می برد. او در سراسر دوران

تحصیلی اش درتعداد متعددی مسابقات ناحیه ای و محلی شرکت کرد و همیشه در زمره ی بی نظیران بود .

او همواره بعد از پایان تحصیلش آرزو داشت خواننده ای حرفه ای شود، اما این آرزو بعد از تغییرات تحمیل

شده توسط دولت جمهوری اسلامی نمی توانست به حقیقت بپیوندد. بعد از پایان دوره ی دبیرستان ،

ازدواج کرده و صاحب فرزند دختری شد ،اما هرگز تصور درباره ی آرزوی زندگی خود را که خواننده شدن

بود ، فراموش نکرد. سر انجام هنگامه به این نتیجه رسد که برای رسیدن به آرزویش ، راهی به جز

ترک وطن و مهاجرت به خارج را ندارد.ه در دوره ی بسیار کوتاهی طرفداران بسیاری به دست آوردند. محبوبیت آنها

در حال حاضر فراتر از وانکوور توسعه پیدا کرده است و جمعیت ایرانی بسیاری در لس آنجلس به

صورت ناگهانی به استعداد و ذوق آن ها علاقه مند شدند. آلبوم جدید

بدون شک فصل جدیدی را در خط مشی خوانندگی هنگامه باز کرد .آرزوی سال های گذشته هم اکنون به

واقعیت تبدیل شده است . عشق بی نهایت و حمایت توسط طرفداران و احترام ار جامعه ی موسیقی ایرانیان

آرزو را در هنگامه تقویت کرد و او برای تبدیل شدن میراث تاریخ موزیک ایرانیان گام برداشت




http://ahangs.bigforumpro.com

18 رضا صادقي on Wed Jun 09, 2010 12:31 am

Admin


Admin
Admin
رضا صادقي
رضا صادقي 25 مرداد1358 در شهر بندرعباس در محله شيراول به دنيا آمد. و اصالتش از شهريست زيبا به نام ميناب (آناميس) . پدرش‌ مدرس‌ قرآن‌ است‌ ومادرش‌ هم‌ يك‌ كدبانوي‌نمونه‌ ايراني‌ است‌.چهار خواهر ويك برادر ده ساله به نام محمدرضا دارد.يكي از خواهرانش گيتار،ديگري ويولن مي نوازد و يكي ديگر از خواهرانش نقاش ماهري است. نظر به اينكه در خانواده مذهبي و مقيد چشم به دنيا گشوده بود ابتدا خواندن را با تلاوت قرآن آغاز كرد. . در مورد تحصيل‌ هم‌ بگويم‌ كه‌ديپلم‌ ادبيات‌ دارد. دو ساله‌ بود‌ كه‌ به‌علت‌ بي‌ احتياطي‌ يك‌ پزشك‌ هر دو پايش‌ آسيب‌ديد،به قول خودش: حكمت‌ خداست‌ و من‌ هيچ‌ كينه‌اي‌ از آن‌پزشك‌ به‌ دل‌ ندارم‌ به‌ همين‌ خاطر است‌ كه‌ بجاي‌دو پا با چهار پا راه‌ مي‌روم.‌علاقه مندي او به مسائل هنري باعث شد تا در زمينه موسيقي فعاليتش را آغاز كند . سال 1368 ابتداي راه و به نوعي اولين جرقه فكري او بود با توجه به اينكه در آن سالها منطقه بندرعباس امكانات بسيار محدودي براي فراگيري داشت . او با مطالعه كتابهاي متفاوت در اين زمينه ساختار فكري خود را در مورد اين هنر بسيار رويايي و لطيف استحكام بخشيد . علاقه مندي او به موسيقي مدرن باعث شد تا از نگاه موزيسين هاي بزرگ براي بعد كاري خود استفاده كند.


شايد هيچكس‌ در دنيا مثل‌ رضا صادقي‌، عاشق ‌رنگ‌ مشكي‌ نباشد، او يكي‌ از عاشقان‌ رنگ‌ مشكي‌در دنياست‌ و اين‌ مشكي‌ پوشيدن‌ او، مشكي‌ گفتن‌او و عاشق‌ مشكي‌ بودن‌ او نه‌ ريا است‌، نه‌ ظاهرسازي‌ چرا كه‌ او عاشقانه‌ به‌ اين‌ رنگ‌ عشق‌مي‌ورزد... بدون‌ اغراق‌ در دو سال‌ اخير هيچ‌خواننده‌اي‌ مثل‌ رضا صادقي‌ به‌ محبوبيت‌ نرسيده‌است‌، خواننده‌اي‌ كه‌ بالغ‌ بر 200 ترانه‌ خوانده‌است‌ و در اين‌ بين‌ تفاوتي‌ با ديگر خواننده‌ها هم‌دارد... او بالغ‌ بر 200 ترانه‌ سروده‌، آهنگ‌ سازي‌كرده‌ و در نهايت‌ به‌ تنظيم‌ آن‌ پرداخته‌ است‌... ومانند او در هنر ايراني‌ اگر زياد نباشند، اما بسياراندك‌ مي‌باشند... يكي‌ ديگر از خصوصيات‌اخلاقي‌ اين‌ خواننده‌ خوب‌ بي‌ ريايي‌ است‌، تلفن‌همراهش را‌ هميشه‌ برمي‌ دارد و به‌ تمامي‌ سوالات‌پاسخ‌ مي‌دهد، در اين‌ دو سال‌ كه‌ او را مي‌شناسيم‌هيچ‌ گاه‌( منم‌ منم)‌ از او نديديم‌، هيچ‌ گاه‌ غرور را درچهره‌اش‌ نديديم‌، يك‌ انسان‌ بسيار خاكي‌ كه‌ تنهابه‌ هنر فكر مي‌كند و به‌ حواشي‌ اطراف‌ آن‌ كه‌مورد علاقه‌ خيلي‌ هاست‌، توجهي‌ ندارد...
در سال 1371 اولين آهنگ خود را به نوعي ميشود گفت ساخت . به نام راز عشق . شايد در آن سالها كارهاي او مورد قبول واقع نمي شد زيرا تفكرات به سوئي ديگر سوق گرفته بود. در سال 1372 اولين كار را در قالب كاست ارائه كرد كه به نام همان راز عشق بود. اما از حق نگذريم هيچ نوع بار هنري نمي شد در آن پيدا كرد اما حركتي تازه بود.

در سال 1373 با كمي دقت دومين كار خود را ارائه كرد به نام بال پرواز كه بعد از آن كاست نظر عموم نسبت به كارهاي او جلب شد و او با شوق بيشتري به كسب تجربه و اطلاعات گام به جلو بر مي داشت.


اواخر سال 1374 بود كه با ارائه كاستي تحت نام كلاغ غارغاري شروع دوباره اما تا حدودي قوي تر از قبل را تجربه كرد.

علاقه زياد او به هنرمنداني چون استاد چشم آذر و بيات باعث شد تا به كارهاي ايشان و بزرگاني ديگر توجه خاص داشته باشد. و كارهاي او تحت شعاع آنها قرار گرفت.

البته او در زمينه شعر و ادبيات فعاليت دارد و ارادت او به شاعراني چون اخوان ثالث - حافظ - مولانا - سهراب سپهري - شاملو و ماگوت بيگل باعث شد ذهنيت فكري آنها را در راه خود نورپردازي كند . البته لازم به ذكر است كه 95% كارهاي او با كلامهاي خود اوست.

در سال 1375 كاست گل لاله را ارائه داد كه به نوعي با كارهاي قبلي او تفاوت داشت . او سير نسبتا سعودي را دنبال كرد به طوري كه در سال 1376 بندرقديم، 1377 مستانه و ديوانه در سال 1378، روياي شيرين و ده ثانيه را با هم در يك سال ارائه داد.

تا اينكه در سال 1380 كاست عاشقم من را كه با گيتار اجرا شد را به بازار ارائه داد كه مورد استقبال خاصي قرار گرفت .

آن حادثه زيبا و رويايي نگاه تازه او به عشق و عاشق شدن بود و ديدن زشتيها را با نگاه ديگر. او مدت 8 سال پيراهين مشكي به تن داشت و همه مردم او را مشكي پوش مي شناختند تا اينكه در سال 1381 كاست حكايت مشكي پوش را به مردمي تقديم كرد كه سالها او را با مهرشان به اوج سوق مي دادند.
حكايت مشكي پوش آغازي است براي حركتي ار نوع مشكي پوش ،براي دنياي زيبايي كه مشكي هم در آن زيبايي خاصي دارد.
رضا صادقي با همسفري آهنين به نام عصا به سوي دنياي سبز فردا به پيش مي رود شايد خود اوهم مي داند كه مانده تا برف زمين آب شود اما او با گرمي كه از جنوب به ارث برده ابن برف ها را آب خواهد كرد



http://ahangs.bigforumpro.com

19 کامرون کارتیو on Wed Jun 09, 2010 12:35 am

Admin


Admin
Admin
کامرون کارتیو

متولد : نهم ـ آوریل ـ سال ۱۹۷۸

خانواده : پدر و مادر ـ برادر بزرگتر ( الک کارتیو ) ـ خواهر کوچکتر

محل زندگی : استکهلم سوئد

فیلم مورد علاقه : گلادیاتور ـ تروی

غذای مورد علاقه : pasta carbonara

ورزش مورد علاقه : تنیس

کامرون کارتیو در نهم آوریل سال ۱۹۷۸ در ایران ـ تهران متولد شد . در سن ۷ سالگی با خانواده اش به اسپانیا مهاجرت کرد و بعد از مدتی نیز به سوئد رفتند !

در سوئد در سن ۱۳ سالگی کار هنری خود را با نواختن پیانو آغاز کرد و در نواختن پیانو به موفقیت هایی دست یافت . سپس او به گروه هیپ هاپ محله خود ملحق شد و بعد از آن برای مدتی نیز با آرش همکاری های کوچکی داشت ! (( آرش و خانواده کارتیو در یک محله زندگی میکردند !! و با هم دوست بودند ! )) و نیز بعد از آن کامرون کار خود را با نوازندگی استدیویی و نوشتن آهنگ و ملودی ادامه داد و سرانجام در سال ۲۰۰۳ هنرمندی شد که دیگر حالا به صورت انفرادی و تک نفره میخواند

در طول آن سالها منبع الهام او هنرمندان دهه ۸۰ و ۹۰ بودند و بطور کلی تحت تاثیر هنرمند فرانسوی Jean Michel Jarre و گروه آلمانی Modern Talking بود .

اولین آهنگ تک نفره کامرون به نام Roma از آلبومش به نام بدون مرز ( Borderless ) توسط خود کامرون نوشته و اجرا شد و جالبه که بدونید این آهنگ به طور کلی دارای هیچ مفهوم کلی و خاصی نیست و در این ترانه کلمه هایی وجود دارند که معنی مشخصی ندارند و کسی جزء کامرون معنی آنها را درک نمی کند !

در هر صورت این آهنگ و در ادامه آلبوم وی که شامل ۱۱ آهنگ می باشد توسط شرکت Sony BMG تست و پذیرفته و در نهایت تهیه شد و آهنگ Roma به مدت هفت هفته در جدول Top 10 سوئد در میان پر فروش ترین ها قرار داشت .

دومین آهنگ وی با نام Henna به صورت دو نفره و با همکاری خواننده مشهور عرب > خالد < تهیه و اجرا شد که داستان چگونگی همکاری این دو نیز تا اندازه یک داستان طولانی است .!

کامرون در سوئد عاشق دختر همسایه خود به نام Henna می شود و این دو برای مدتی نیز با هم دوست بودند اما بعد از مدتی بنا به دلایلی هنا به همراه خانواده اش مجبور به ترک سوئد میشوند و از آنجا که این مهاجرت نا خواسته بود در نتیجه آنها هنوز مقصد و محل زندگی خود را انتخاب نکرده بودند و همین موضوع باعث شد که ارتباط کامرون با هنا قطع شود و از آنجا که هنا از طرفداران سر سخت خالد ( خواننده عرب ) بود کامرون برای نشان دادن عشقش به هنا با خالد ارتباط بر قرار کرد و توانست موافقت خالد را برای همکاری جلب کند و نتیجه این همکاری آهنگ هنا شد تا شاید به این وسیله کامرون بتواند عشق گم شده خود را باز یابد .

در هر صورت کامرون همچنان به کار هنری خود ادامه خواهد داد و امید به روزی دارد که به عنوان یک هنرمند مردمی پذیرفته شود و بتواند با موزیکش شادی و سعادت را به شنوندگانش هدیه دهد و آرزو دارد که پیام آور موزیکی بدون مرز باشد



http://ahangs.bigforumpro.com

20 بیوگرافی گوگوش on Wed Jun 09, 2010 12:47 am

Admin


Admin
Admin
بیوگرافی گوگوش به نقل از فائقه آتشین !! :

من متولد 1329/2/15 هستم. پدرم صد در صد در زندگی من تاثیر مستقیم گذاشت. او بود که تصمیم گرفت دختر سه سالشو بذاره روی صحنه و به عنوان پارتنر آکروبات بازی خودش انتخاب کنه قبل از اینکه روی صحنه منو بذاره آواز بخونم. پدرم آکروبات می کرد و از روی بند راه می رفت و بند بازی می کرد و قبل از آوازخونی از من به عنوان پارتنر استفاده می کرد. یعنی به این صورت که وقتی روی بند راه می رفت دو تا صندلی را پایه هاشو روی هم می گذاشت و من را روی صندلی دوم می نشوند و صندلی اول راروی چونه اش می گذاشت واز روی بند راه می رفت. این آکروباسی یه جا منو متوقف کرد یعنی صندلی از روی چونه اش لیز خورد و منووسط زمین و هوا از پشت سر با مو هام گرفت. ولی وقتی متوجه شد که من ترانه خواننده ها را یک بار که می خونم دفعه دوم می تونم بخونم این استعداد را در من دید که می تونم صدای خواننده ها را تقلید کنم.این ترانه را از خانم پوران که اون زمان به اسم بانو ناشناس می خوند اجرا می کردم. یک ترانه از خانم دلکش اجرامی کردم به نام رعنا جان، یک ترانه از خانم مرضیه می خوندم یکی از مصطفی پایان می خوندم...کوچکتر از اون بودم که احساس بکنم که روی صحنه دارم برنامه اجرا می کنم یا جلو جمعیت هستم. فقط پدرم گولم می زد که برات عروسک می خرم اگه بری بخونی. به همین دلیل صحنه برام وقتی بزرگتر شدم عادی شد. روی صحنه احساس می کردم تو خونمونم و جمعیت احساس امنیت به من می داد. هر چی تعداد جمعیت بیشتر می شد حس می کردم کار بهتر ی می کنم. از سنین اول دبستان که همون هفت سالگی باشه یواش یواش توام با آزار و رنج شد. چون زندگی خانوادگی و خصوصیم زندگی یک بچه با اون موقعیت نبود. نمی خوام بشکافم اون ماجرا ها رو اما به دلیل داشتن زن پدر، نداشتن فرصت کافی برای درس خوندن و اجرای مداوم برنامه فشار بهم زیاد می آورد. چون هم نان آور خونه بودم هم باید درس می خوندم هم نمی تونستم بچگی کنم. اما این فشار ها روزبه روز منو آبدیده تر می کرد. فکر می کردم روی صحنه کارمو بهتر ادامه بدم. شاید رنج اون زمانها و اذیت و آزاری که شدم میوه شو بعد ها بهم داد.آهنگ های اولیه که خودم شروع کردم به خوندن فکر می کنم مربوط به سال1345 یا 46 شاید هم 44 باشه. چون سال1344 ترانه ای از حسن شماعی زاده خوندم که هیچوقت به صورت صفحه و نوار به بازار نیومد ولی فکر می کنم توی رادیو اجرا کردم به نام شهرزاد قصه گو. اما اولین ترانه ای که رسما به نام خودم اجرا کردم و به صورت صفحه به بازار اومد ترانه قصه ی وفا بود از هنرمند قدیمی و عزیزمون پرویز مقصدی که خیلی هم با استقبال روبرو شد و اون ترانه فروش فوق العاده داشت در زمون خودش


http://ahangs.bigforumpro.com

21 سیروان خسروی on Wed Jun 09, 2010 12:54 am

Admin


Admin
Admin
سیروان خسروی در سال 1361 در تهران به دنیا آمد و از سن ۱۱ سالگی به مدت چهار سال نزد او جونیو به آموزش موسیقی و کیبورد پرداخت. او از همان دوران نوجوانی با دیدن کارتون Lion King (شیر شاه) به موسیقی التون جان علاقه مند شد. سیروان در ۱۶ سالگی زیر نظر کاوه یغمایی با اصول نوازندگی کیبورد و سبک راک آشنا شد. او مدتی بعد به همراه ۴ نفر از دوستان خود یک گروه راک زیر زمینی را تشکیل داد که در آن به اجرای قطعات گروه‌های مطرح راک نظیر Beatles، Pink Floyd، Dire straits و Police و... می‌پرداختند. او پس از یک سال همکاری در گروه از آنها جدا شد. سیروان همراه گروه کاوه یغمایی در دو کنسرت سال‌های 1379 و 1380به عنوان نوازنده کیبورد در آن حضور داشت که این تنها اجراهای سیروان به عنوان نوازنده بر روی صحنه بوده‌است. مهمترین عامل در وارد شدن سیروان به عرصه موسیقی حضور و آشنا شدن وی با مراحل ضبط آلبوم (مترسک)کاوه یغمایی بوده‌است. آلبوم مترسک محرک اصلی سیروان برای شروع آهنگسازی و بیان ایده‌ها و افکار موسیقی اش بود. سیروان از از سال 1379 در آلبوم‌های بسیاری از خوانندگان به عنوان صدابردار، ناظر ضبط، تنظیم کننده و آهنگساز حضور داشت تا اینکه پس از آشنایی با امید اطهری نژاد در سال1380، مراحل تهیه اولین آلبوم شخصی خود با نام تو خیال کردی بری را شروع کرد و پس از اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال1384 موفق به انتشار آن شد. با اینکه آلبوم تو خیال کردی بری فروش چشمگیری نداشت اما سیروان از اینکه توانسته بود سبک مورد علاقه اش را که تحولی در آهنگسازی، تنظیم، اجرا، میکس و مسترینگ بود به گوش مردم برساند راضی و خوشحال بود. با وجود عقیده اکثریت مردم که در موسیقی ایران برای سبک وی شانس قائل نبودند، با انگیزه بیشتر توانست به جایگاهی برسد که در حال حاضر اکثریت او را به عنوان تنظیم کننده‌ای می‌شناسند که کارهایش علیرغم استاندارد بودن با استقبال عمومی روبرو می‌شود. سیروان، مراحل ساخت دومین آلبوم خود با نام ساعت 9 را از سال 1384آغاز کرد و بعد از چهار سال آن را در اردیبهشت ماه 1388منتشر کرد. او همچنین در سال 1385 در آلبوم ایستگاه اول گروه واران نوازنده کیبورد و تنظیم کننده بوده‌است

http://ahangs.bigforumpro.com

22 Re: بیوگرافی خوانندگان on Wed Jun 09, 2010 1:06 am

Admin


Admin
Admin
بیوگرافی: زنده یاد ویگن-ویگن در سال 1308 در شهرهمدان بدنیاامدنام کامل وی ویگن دردیان هست او پدرایلین هنرمند معروف سینما وکارو نیز هست که کاروشاعر می باشداودارای مدرک تحصیلی دیپلم می باشد واز سال 1330باخواندن اواز فعالیت هنری خودرااغازکردشروع فعالیت او درسال 1332باخواندن اواز بر فیلم چهره اشنا ساخته حسن خردمند بود از عمده اوازهای شادروان می توان به قناری-مراببوس-گلی از بهشت-دختردریا-زن ایرونی-همیشه یاد توام-شادوماد-هفت هشت-مرابه یاد بیاور-دوکبوتر ودهها ترانه خاطره انگیز دیگر اشاره کرد



تمام فیلمهایی که ویگن عزیز درانها ترانه خونده یا بازی کرده


1=اتش وخاکستر هم خواننده هم بازیگر

2=ارامش قبل از طوفان هم بازیگر هم خواننده

3=ارشین مالالان هم خواننده هم بازیگر

4=اسمون جل فقط خواننده همراه باپوران ونخست

5=افت زندگی فقط خواننده همراه با روانبخش

6=اعتراف هم خواننده هم بازیگر

7=بازی عشق فقط خواننده

8=بچه های محل فقط خواننده همراه با ویدا قهرمانی

9=بیوه های خندان فقط خواننده

10=بی ستاره ها همراه بامهوش-یاسمین-افت

11=تپه عشق هم بازیگر هم خواننده

12=ترس وتاریکی هم خواننده هم بازیگر

13=چشمه عشاق هم خواننده هم بازیگر همراه با پوران

14=چهارراه حوادث فقط بازیگر

15=چهره اشنا خواننده همراه با حمید قنبری وناهید سرفراز وبازیگر

16=خون وشرف فقط بازیگر

17=درجستجوی داماد فقط خواننده باسیما

18=دنیای پول فقط خواننده همراه با عارف-پوران-ایرج-بهشته

19=شب نشینی در جهنم فقط خواننده همراه با بانو دلکش

20=طوفان در شهر ما فقط خواننده همراه با الهه

21=ضالم بلا هم خواننده هم بازیگر در هردو همراه با بانو دلکش

22=عروسک پشت پرده هم خواننده هم بازیگر

23=عروس دریا هم خواننده هم بازیگر

24=عسل تلخ هم خواننده همبازیگر

25=عشق بزرگ خواننده با منوچهر سخایی

26=فرداروشن هست خواننده با بانو دلکش وبازیگر

27=لاله اتشین هم بازیگر هم خواننده با پوران وبهشته

28=یکی بود کی نبود خواننده با مهوش



این 28فیلم اوج هنرنمایی ویگن بودند از نکات جالب فیلمها همصداشدن با بهترینها مثل بانو دلکش-عارف وزنده یاد پوران هست

اوبازیگر وخواننده بیشتر فیلمهای زنده یاد سامویل خاچیکیان هم بود





http://ahangs.bigforumpro.com

23 علی رضا افتخاری on Wed Jun 09, 2010 4:40 am

Admin


Admin
Admin
علی رضا افتخاری

در روز دهم فروردین ماه هزارو سیصد و سی و هفت در شهر هنر ؛ اصفهان دیده به جهان گشود . وی از همان کودکی بسیار خوب و رسا می خواند .
استاد نخست ایشان ؛ استاد طباطبایی نوازنده ی روشندل ویولون بودند که به پیشرفت افتخاری کمک های شایانی نمودند.به طوری که صفحاتی از افتخاری در نوجوانی توسط شرکت رویال در استودیو طنین ضبط شد.
اما وقتی در 14 سالگی نزد استاد تاج اصفهانی ؛ افتخار شاگردی نصیبشان شد , استاد ایشان را از خواندن و ضبط صفحه بر حذر داشتند و یادگیری کامل ردیف ها را از وی خواستند.
افتخاری با پشتکار و علاقه خاصی فرموده های استاد را آویزه ی گوش خود می کرد و سعی می کرد که بیشترین بهره را از وجودشان ببرد .
استاد تاج اصفهانی علاوه بر منابع عظیم قرنها موسیقی ایرانی ؛ دارای منش های اخلاقی نیکویی هم بودند که زبانزد خاص عام است و یکی از آموخته های تاج به تمامی شاگردانش در وهله ی اول همین منش های اخلاقی بود.
شاگردی استاد بزرگی چون تاج اصفهانی نقطه عطفی در زندگی هنری افتخاری بود به طوری که افتخاری موفقیت هایش را مرهون استاد تاج می داند و از ایشان همیشه به احترام و نیکی یاد می کند .
در سال 1357 با حضور بزرگانی نظیر دکتر صفوت ؛ دکنر فروغ ؛ استاد شهنازی ؛ استاد تجویدی و ... در آزمون باربد موفق به کسب رتبه نخست گردید.
« استاد شهنازی دستش را روی دوشم گذاشت و فرمود که مواظب خودت باش تو دیگر خواننده ی این کشور شدی. من هم زانو زدم و دست ایشان را به احترام بوسیدم. »
اینها خاطرات افتخاری از آن دوران است .
در سال 1360 که استاد تاج به دیار باقی شتافتند؛ افتخاری به نزد استاد دادبه رفت . استادی که علی رغم اینکه استاد معروفی در زمره موسیقی ایران نبود، اما دارای گوش و هوش موسیقایی قوی بود و سهم به سزایی در احیای دشتستانی داشت .
استاد دادبه با افتخاری آواز و دو بیتی محلی و نیز صدا سازی کار کرد .
افتخاری در سال 63-62 آلبوم آتش دل را به یاد استادش ؛ تاج اصفهانی خواند . در حالی که در سنین جوانی بود.
وی در همین سالها نزدبزرگانی نظیر استاد کسایی و استاد شهناز هم کسب علم می کرد به طوری که در مورد استاد کسایی نقل قولی از افتخاری در زیر آمده است :
« روزی با استاد کسایی سه گاه کار می کردیم و استاد از اول سه گاه ؛ خیلی تشنه بودند اما تا آخر سه گاه این عطش پابرجا بود و همچنان ادامه می دادند.»
افتخاری در سالهای اولیه دهه شصت ؛ اجراهای خصوصی نیز به همراه اساتیدی نظیر : کسایی ؛ بدیعی ، بیگجه خانی و شهناز داشتند . البته این آثار تک نسخه ای هستند و هیچگاه منتشر نشدند.
در سال 64-63 با آوازی به نام قصه گیسو در ماهور و با نی کیانی نژاد در فیلم امیر کبیر صدای ایشان از تلویزیون پخش شد.
افتخاری بعد از آتش دل بنا به فرموده مرحوم پدر ، تا سه سال نخواند و بعد از سه سال با موافقت آن مرحوم کارهایی نظیر راز و نیاز با استاد حسین علیزاده و مهروزان با استاد کیانی نژاد را اجرا نمود.
اواخر دهه شصت با کنسرت های پیاپی در کشورهای مختلف مصادف بود و از این کنسرت ها می توان به کنسرت راه ابریشم در 28 شهر و کنسرت آلمان (مقام صبر به همراهی استاد مشکاتیان) و ... اشاره کرد .
در یکی از همین کنسرت ها در ونکور کانادا شایعه بمب گذاری در سالن سبب شد که ایشان به مدت 6 ساعت بدون امکانات صوتی در فضای آزاد برنامه اجرا کند که خود افتخاری هم از 6 ساعت خواندن پیاپی هنوز متعجب است آن هم بدون امکانات صوتی !
افتخاری در سال 69-68 در ژاپن با عارفی آشنا می شود که در پی این آشنایی به ختن چین نزد ایشان رفته و در آنجا عرفان و سلوک عرفانی را تجربه می کند . به طوری که در بازگشت ؛در آثارش تحول پیدا می کند و احساساتش در حین خواندن کاملاً تغییر می کند .
ناگفته نماند که افتخاری اولین کسی بود که بعد از انقلاب ، اشعار حافظ را به صورت ترانه و تصنیف خواند . تصانیفی نظیر : روز هجران ، نفس باد صبا و ...
در اوایل دهه هفتاد با ارائه آثاری نظیر نازنگاه ، نیلوفرانه ، سروسیمین ، یاد استاد و ... تبدیل به چهره ای شناخته شده در نزد مردم گردید.
در همین سالها در برنامه تماشاگه راز به همراهی اساتیدی نظیر جلال ذوالفنون ، بهزاد فروهری ، شهریار فریوسفی و ... به ارائه آثاری بداهه خوانی و نیز قطعات ضربی نمود که نمونه ای از این آثار در آلبوم مستانه و شب عاشقان بعدها عرضه شد .
در اواخر دهه هفتاد نیز کنسرت ها از سر گرفته شد اما این بار در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی که نمونه ای از این کنسرت ها ، کنسرت لندن است که آلبوم آن اخیراً منتشر شده است


http://ahangs.bigforumpro.com

24 محمد نوري on Wed Jun 09, 2010 4:44 am

Admin


Admin
Admin
محمد نوري

محمد نوري سال1308به دنيا آمد و در دو رشته زبان و ادبيات انگليسي و مباني تآتر تحصيل كرد.او نزد استاداني همچون فاخره صبا،ئولين باغچه بان و شادروان ناصر حسيني آواز آموخت.ناصر حسيني بيشترين تأثير را روي نوري داشت به حدي كه او در بعضي از آلبومهايش به ياد ناصر حسيني و براي زنده نگه داشتن خاطره وي آواز خوانده است.محمد نوري شاگردان زيادي در عرصه موسيقي تربيت كرده است.
از او تا به حال آلبومهاي متعددي از جمله شكوفه خاطرات،جلوه هاي ماندگار،جاودانه با عشق و شكوفه در شكوفه منتشر شده است.از معروف ترين قطعاتي كه تا به حال از محمد نوري منتشر شده آهنگ گل مريم و ترانه هايي است كه با مضمون ميهن پرستانه براي ايران خوانده است.قرار است به زودي آلبوم جديد محمد نوري با آهنگسازي دكتر محمد سرير با عنوان نغمه هاي تنهايي،منتشر شود.آهنگسازي بيشتر كارهاي نوري را دكتر سرير به عده داشته و تقريباً مي توان گفت سرير در هيچ آلبومي او را تنها نگذاشته(و برعكس!).
زنده ياد احمد بهبهاني(نويسنده،فيلنامه نويس و خالق مجموعه هاي تلويزيوني)درباره محمد نوري و دكتر سرير گفته است:«در طول اين چهاردهه ما جوانهاي پرشور آن روزها همراه موسيقي اين دو هنرمند بزرگ شديم و اكنون اين فرزندان ما هستند كه همچنان رؤياهاي جواني خود را با صداي نوري و ملوديهاي سرير معنا مي كنند،اگر شرط هنر راستين آن است كه از داوري زمان،اين قاضي بي گذشت،سرافراز درآيد،اينكه موسيقي سرير-نوري با چندين نسل در آميخته اند و آنها را تحت تأثير قرار داده اند،خود گواه هنر راستين آنهاست

http://ahangs.bigforumpro.com

Admin


Admin
Admin
زندگی نامه دی جی علی گیتور:
علی موفق در 10 مارس 1975 در ايران/تهران متولد شد.
او جوان ترين عضو خانواده بود و از پدر و مادرش لذت ميبرد و حالا او خوشحال هست و بچگي اش را توصيف ميکند.
او به ياد مياورد که تمام اجتماعها و مهماني هايي را که پدر و مادرش در خانه تدارک ميديدند ( دوستان،خوشاوندان،همسايه ها ) تا با هم مخلوط بشوند ، دوست داشت.
علي دوست داشت در اين مهماني ها بخواند و مردم برقصند.
او تا موقعي که با بچه هاي هم سنش بازي ميکرد ، کشتي را خيلي دوست داشت.
علي يک صفحه کليد اسباب بازي براي روز تولدش ، از پدرش هديه گرفت.
عشق براي موسيقي به سرعت در علي جوانه زد و او شور و شوق زيادي داشت.
او به زودي موفق شد که مقداري شهرت کسب کند.
علي به زودي توانست در مهماني ها و تولد ها و عروسي ها آهنگ بنوازد.
3 سال بعد خانواده ي علي تصميم گرفتند به دانمارک برودند و در Copenhagen دانمارک اقامت کردند.
و علي در 13 سالگي مجبور شد يک زبان جديد را ياد بگيرد و اين براي علي يک چالش باور نکردني بود.
و علي تصميم گرفته بود که يک موسيقي دان حرفه اي شود و رويايش را دنبال کند.
او ابتدا با دوره هاي مقدماتي جاز کارش رو شروع کرد.
بعد ازفارغ التحصيل شدن دبيرستان ،علي ترديد داشت که وارد موسيقي دانمارکي شود.
او در ادامه ي تحصيل خود برنامه ريزي کاملي کرد و به سرعت پيشرفت کرد.
او مجبور بود براي آهنگ سازي به صفحه کليد ساده T Wouldn کفايت کند.
به اين ترتيب و با غرض توانست چند دستگاه ديگر بخرد.
او مجبور بود يکسره کار کند تا غرض ها را بپردازد.
سپس علي يک کلوپ شبانه محلي را پيدا کرد که نياز به يک DJ داشت و او گرداننده آنجا شد.
به اين ترتيب علي علاقه مند به موسيقي جديدي ( موسيقي کلوپي ) شد. او در سبک موسيقي کلوپي آلبوم اولش را آماده کرد و اين سکويي براي پيشرفت علي بود.
در يکي از شبهاي نوامبر 1999 هنگامي که علي در کلوپ محلي سرگرم هنرنمايي بود ،چند نفر وارد کلوپ شدند و با سوت ميسيقي زيبايي را نواختند.
و به طور ناگهاني اين فکر در سر علي افتاد که موسيقي تکنو را با سوت مخلوط کند.
و به سرعت به استديو ضبط رفت و بيشتر از 5 ساعت تمرين کرد. او ايمان داشت اين اين کار ممکن است و با استفاده از تمرينات قبليش توانست موزيک جذابي بسازد.
و موسيقي خودش را با نام Whistle به بيشتر شرکتهاي باسابقه در دانمارک نشان داد ،ولي هيچ کدام ارزش اين کار را درک نکردند. ولي او يک نقشه داشت ،او بيش از 180 نسخه از Whistle را روي يک لوح فشرده (MP3) ضبط کرد و اين محصول را به تمام دي جي هاي معروف دانمارک فرستاد و نظر آنها را پرسيد.
و به سرعت همين موزيک او معروف شد و مردم خيلي اين ترانه ي او را دوست داشتند.
و حالا زمان آن رسيده بود که که ترانه ي Whistle او معروف شود. Kenneth Bager (اسپانسر علي) ترديد داشت که کار با علي راشروع کند و با او تماس بگيرد.
Kenneth بالاخره تصميم خودش را گرفت و يک برچسب جزئي FLEX (صدا) تهيه کرد که توسط EMI Records که با سابقه ترين شرک در دنيا بود آماده شد.
و در آن زمان خيلي از شرکتها به پيشنهادهاي رنگارنگ به علي نظر دادند که مورد توجه او واقع نشدند چون او بايد بهترين پيشنهادها را ميگرفت.
سرانجام Kenneth بهترين پيشنهاد را به او داد بنابراين او قرار داد با FLEX/EMI Records را امضا کرد.
دي جي علي گيتور براي آولين بار به طور رسمي و بين المللي موزيک Whistle را اجرا کرد و تمامي رکوردها شکسته شد.
در نمودار فروش موزيک هاي دانمارکي در 14 و 16 و 8 هفته دي جي علي گيتور اول و دي جي هاي مجرد دوم و ساير دي جي ها سوم شدند.
به علاوه در نمودارهاي ديگر در بيشتر کشورهاي اروپايي ترانه هاي Whistle و LoIIipop و Turn بالاترين آمار را در کل اروپا از آن خود کردند.
و علي اين گونه خيلي محبوبيت کسب کرد و آلبومش را PayBack ناميد و از اين آلبوم او بيش از 1000 نسخه منتشر شد.
از زماني که پروژه دي جي علي گيتور محبوبيت بسياري کسب کرد او در بيش از 30 کشور جهان اين ترانه ها را دوباره اجرا کرد. ترانه ي Whistle در انگلستان به دست دي جي مجرد بين المللي شد و ثبت گرديد.
علي براي آخرين بار ترانه ي Whistle را در انگلستان به همراه خواننده هاي معروف انگليسي (Pink ، Celebes ، Enrique ، Brithey ) اجرا کرد.
با اين موفقيت علي تصميم گرفت تا آلبوم دوم خودش رو با نام Sound Of Ccandinavia منتشر کند.
اين آلبوم موفقيت هاني پيدا کرد و در زمان Payback2 فروشي بيش از ميليونها نسخه جهاني داشت.
اين پروژه بيش از 6 ميليون نسخه از همه جاي کره ي زمين فروش داشته است.
دي جي علي گيتور چندين بار دي دانمارک به خاطر ساختن آهنگ هاي کلوپي از طرف MTV جايزه گرفته است.
امروزه علي به صورت يک هنرمند بين المللي در آمده است. و حالا هم ميبينيم که چگونه يک پسر 13 ساله به هدفهايي که در سر داشته در يک کشور بيگانه رسيده است.
حالا علي در جنوب سوئد در ويلاي جديدش زندگي ميکند که نزديک به يک استديو ضبط هست.
علي نقشه هاي بسياري براي شرکتهاي جديدش دارد

http://ahangs.bigforumpro.com

Sponsored content


View previous topic View next topic Back to top  Message [Page 1 of 2]

Go to page : 1, 2  Next

Permissions in this forum:
You cannot reply to topics in this forum